جمله :
( وَ إِنْ تَشْكُرُوا )
كه تقدير چنين است ( يرضى الشكر لكم - راضى مىشود شكر كردن را از شما ) .
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
( و بر نمىدارد بر دارندهاى بار ديگرى را ) يعنى گناه هيچ كسى را ديگرى به عهده نمىگيرد و مجازات گناه با آن خواهد بود كه مرتكب شده است .
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ
( سپس بسوى خداوند است بازگشت شما ) و مصير شما .
فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
( پس خبر مىدهد شما را به آنچه كه بوديد عمل مىكرديد ) يعنى از اعمال شما خبر داده و به حسب آن مجازات مىكند .
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
( همانا او داناست به ذات سينهها ) پس سرّ و علنى بر او پوشيده نمىماند .
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ
( و چون انسان را ضررى برسد ) از سختى و مرض و قحطى و غير از اينها .
دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ
( مىخواند پروردگارش را بازگشت كننده به او ) كه باز - گشت او تنها بسوى خدا مىباشد و به ديگرى اميدوار نمىشود .
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ
( سپس چون برساند بر او ) يعنى ببخشد براى او .
نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ
( نعمتى را از خود ، فراموش كند آنچه كه بود مىخواند بسوى او از پيش ) يعنى فراموش مىكند ضررى را كه خدا را براى بر طرف كردن آن مىخواند پيش از اينكه به اين نعمت برسد .
« زجاج » گويد : فراموش كند دعائى را كه به آن خدا را خوانده و تضرع مىكرد از قبل .
جايز است كه مقصود چنين باشد : فراموش كند خدايى را كه بسوى او از پيش تضرع مىكرد : مانند
( وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ )
، « و من عبادت كننده نيستم آنچه را شما عبادت مىكنيد و شما عبادت كننده نيستيد آنچه را من عبادت مىكنم - كافرون - 4 و 5 » كه در اينجا نيز لفظ ( ما ) دلالت