بناء بر قرائت تخفيف ميم نيز باز مقصود چنين است ( ام من هو قانت . . . ) .
در هر صورت به هيچ وجه جايز نيست كه همزه را همزهء ندا بدانيم چه اين معادله در اين جمله دلالت دارد كه مقصود از همزه استفهام مىباشد .
شرح لغات :
خول - تخويل به معنى عطيه و بخشش بزرگ است .
قانت - دعا كننده يا نماز خواننده است .
آناء - لحظهها ، كه مفرد آن ( انِىْ ) وَ ( انى ) مىباشد .
تفسير :
و اكنون خداوند از قدرت كامل خود پرده برداشته و نشان داده و ميگويد :
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
( آفريد شما را از يك تن ) كه آدم باشد چه اين كه همهء افراد بشر از نسل او مىباشند .
ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
( سپس قرار داد از آن جفتش را ) كه « حواء » باشد يعنى از زيادى گل آدم او را آفريد يا از ضلعى از اضلاع آدم ، حوا را آفريد .
در جملهء
( ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها )
سه قول است در اين كه آيا ( ثم ) براى تراخى و مهلت و طول مدت است و اين كه آيا خلق پدر و مادر بايد پيش از خلق فرزند باشد ؟ كه به ترتيب اشاره مىكنيم :
1 - عطف به ثم در اين آيه به معنى گفتن سخنى پس از سخن ديگر باشد چنان كه گفته مىشود ( از تو امروز چيزى را ديدم ، پس از آن چه ديروز ديدم ) اگر چه سخن ديروز جلوتر از امروز مىباشد .
2 - جملهء
( ثُمَّ جَعَلَ مِنْها )
عطف به معنى
( نَفْسٍ واحِدَةٍ )
مىباشد ، گويا كه خداوند مىخواهد بگويد : ( آفريد شما را از يك تن كه آن را تنها ايجاد كرده سپس قرار داد از آن جفتش را ) 3 - خداوند ذريهء آدم را در پشت او خلق كرده و آن را از پشت او در -