تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
سخت خواهد گرفت ، لذا سليمان از خطر آزار پريان و ديوان ترسيده و فرزند خود را به دايهء ابر سپرد تا در آنجا دور از خطر شريران ، شير خورده و بزرگ شود ، تا آنكه جسد مردهء فرزندش در تخت وى افكنده شد ، و اين بدان جهت بود كه خداوند خواست سليمان را متوجه كند كه مواظبت ، تنها نمىتواند از سرنوشت جلوگيرى كند ، پس سرزنش سليمان از جهت ترس وى از پريان و ديوان بوده است . و اين قول از « شعبى » و نيز از حضرت صادق ( ع ) روايت شده است . 3 - « جبائى » گويد : براى سليمان فرزندى زاده شد كه بيجان و مرده بود و در تخت وى افكنده گشت . 4 - جسد افكنده شده حضرت سليمان بوده است كه بشدت خداوند او را براى امتحان بيمار كرده و به روى تختش افكند . و عرب كسى را كه بيمار باشد گويند جسم بيجان و گوشتى بر چوبهء قصاب است . ثم اناب ( سپس بازگشت ) به حال بهبودى و سلامت و اين قول « ابى مسلم » است ، و گفته است كه در قرآن مواردى وجود دارد كه خداوند بدون شرح با كنايه مطلب را بيان كرده است .

سخنانى ناشايست دربارهء سليمان

1 - « ابن عباس » گويد : شيطانى به نام « صخر » بر تخت سليمان افكنده شد كه بسيار سر پيچ و متمرد بود و همهء شياطين و ديوان بر آن قدرت پيدا نمىكردند . شيوه و روش سليمان اين بود كه هنگامى كه به محل تطهير مىرفت انگشتر خود را كه نشانهء پادشاهى و پيمبريش بود از انگشت در مىآورد ، روزى چون به محل تطهير رفت ، انگشتر خود را بيرون آورده و به همسرش سپرد ، آن شيطان
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 104 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على صحت