« حسن » گويد : اسبانى از دريا خارج شده كه داراى بال بودند و « سليمان » مشغول نماز بود كه نماز اوّل را تمام كرده و اسبان بر او عرضه شد و او مشغول سان ديدن بود كه خورشيد غروب كرد .
فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي
( پس گفت همانا دوست داشتم دوستى اسب را از ذكر پروردگارم ) يعنى دوستى اسبان را بر ذكر خداوند برگزيدم .
« فراء » گويد : هر كسى كه چيزى را دوست داشته باشد آن را برگزيده و انتخاب كرده است .
« ابن مسعود » ، ( حب الخيل ) قرائت كرده است .
رسول خدا ( ص ) ، ( زيد الخيل ) را ( زيد الخير ) ناميده است و نيز فرمود : ( الخير معقود بنواصى الخيل ) ، « خير و نيكى در پيشانىهاى اسبان بسته شده است » .
و برخى ( حب الخير ) را به معنى حبّ مال گفتهاند . و اين قول « سعيد ابن جبير » است ، و از نظر قرآن ، خيل بمعنى مال و خير به معنى مال زياد مىباشد گفته شده : كه اسبان ، « سليمان » را از نماز عصر باز داشته و مشغول كرد تا وقت آن سپرى شد . و اين قول از « على » ( ع ) و « قتاده » و « سدى » مىباشد .
و در روايات اصحاب ما آمده است كه اوّل وقت نماز سپرى شده بود .
« جبائى » گويد : آن چه از سليمان ترك شد نماز واجب نبوده بلكه نماز مستحبى بوده است كه در آخر روز انجام مىداد چون مشغول به سان ديدن از اسبها شده بود .
و برخى از مفسران گفتهاند : مراد از ( ذكر رب ) « تورات » مىباشد و مقصود اين است كه : من دوست داشتم اسبها را از كتاب خداوند ، هم چنان كه ( خيل ) در كتاب ما ممدوح است در كتابهاى آسمانى گذشته نيز پسنديده بوده