39 - يحبّ أن يطاع و يعصي ، و يستوفي و لا يوفي ، يحبّ أن يوصف بالسّخاء و لا يعطى ، و يقتضي و لا يقتضى 11013 .
40 - يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين ، و يعمل فيها به عمل الرّاغبين 11040 .
41 - يظهر شيمة المحسنين ، و يبطن عمل المسيئين ، يكره الموت لكثرة ذنوبه ، و لا يتركها في حياته ، يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة ، يحبّ الصّالحين ، و لا يعمل أعمالهم ، و يبغض المسيئين و هو منهم ، يقول لم أعمل فأتعنّى ، بل أجلس فأتمنّى ، يبادر دائبا ما يفنى ، و يدع ما يبقى ، يعجز عن شكر ما أوتي ، 39 - ( بعض اين جملهها از فرازهاى حكمت 142 نهج البلاغه است كه شخصى از حضرت درخواست كرد او را موعظه كند آن بزرگوار مطالبى را بيان داشتند تا به اينجا كه مى فرمايد : مباش از كسانى كه ) دوست دارد آنكه مردم فرمانش برند ، و خود فرمان نبرد ، و حق خود را تمام بگيرد ، و حق ديگران را ندهد ، دوست دارد به سخاوت متصف شود ، و چيزى نمى دهد ، و از مردم حقوق خود را مطالبه نموده ، و كسى از او مطالبه ننمايد .
40 - ( اين فراز نيز از همان خطبه است كه حضرت فرمود : مباش از كسانى كه ) در باره دنيا مى گويد به گفتار زاهدان ، و در آن عمل مى نمايد به عمل رغبت كنندگان .
41 - ( اين فرازها در حكمت 142 نهج البلاغه با مختصر تفاوتى ذكر شده است كه حضرت مى فرمايد از چنين كسانى مباش كه ) طريقه و خوى نيكوكاران را اظهار كرده ، و عمل گنهكاران را در باطن مىكند ، مرگ را به جهت بسيارى گناهانش كراهت داشته ، و آنها را ( گناهان ) در حياتش ترك نمى كند ، گناه را پيش فرستاده ، و توبه را پس مى اندازد ، شايستگان را دوست داشته ، و نمى كند عملهاى آنان را ، و گنهكاران را دشمن داشته و خود از آنان مى باشد ، مى گويد : چرا عمل كنم پس رنج
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1535
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص١٥٣٥