95 - لا مريح كالموت 104097 .
96 - لا ترعوى المنيّة اختراما 10594 .
97 - لا قادم أقرب من الموت 10621 .
98 - لا غائب أقدم من الموت 10729 .
99 - لا لوم لهارب من حتفه 10890 .
100 - يغلب ( تذلّ الأمور للمقادير ) المقدار على التّقدير حتّى يكون الحتف في التّدبير 11032 .
101 - ينبغي لمن عرف سرعة رحلته أن يحسن التّأهّب لنقلته 10931 .
102 - الموت و لا ابتذال الخزية 361 . 95 - هيچ راحت كنندهاى ( براى مؤمنين ) مانند مرگ نيست .
96 - مرگ هيچ هلاك كردنى را ترك نخواهد نمود ( بلكه همه را هلاك مىكند ) .
97 - نيست از سفر آيندهاى نزديك تر از مرگ .
98 - نيست غائبى وارد شوندهتر از مرگ ( چون ورود آن قطعى است ) .
99 - نيست سرزنش و ملامتى براى گريزنده از مرگ خود ( براى اين كه در مرگ آمادگى لازم است ، و يا آنكه جائى كه امر به استقبال آن نشده مانند جهاد بايد آدمى از جائى كه مظنهّ مرگ است بگريزد ) .
100 - ( در حكمت 16 نهج البلاغه با مختصر تفاوتى اين فراز نقل گرديده كه كارها پيرو قضا و قدر است ) مقدار ( و اندازه حتمى از جانب خدا ) بر تقدير ( كه انسان در شفاى خود به كار مى برد ) غلبه كرده بگونهاى كه مرگ در تدبير مى باشد .
101 - براى كسى كه سرعت كوچيدن خود را ( از اين دنيا ) مى شناسد ، سزاوار اين است كه آماده شدن از براى نقل و انتقالش را نيكو نمايد .
102 - مرگ آرى ، خوارى و رسوائى هرگز .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1381
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص١٣٨١