تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
زيرا معاويه به درستى مىدانست كه اگر امام حسين عليه السلام به شام بيايد ، اين سرزمين بر عليه او خواهد شوريد . سپس معاويه نامه‌اى را به سوى امام حسين عليه السلام مىفرستد كه شامل برخى از تهديدات بود . در آن نامه مىگويد : « درباره تو خبرهايى رسيده است . اگر به راستى درست باشند ، گمان نمىكنم كه تو اين امور را انجام دهى ؛ و اگر دروغ بوده ، پس تو نيكبخت‌ترين مردم به خاطر عدم انجام آنها مىباشى . . . بنابراين مرا مجبور به قطع رابطه با تو و بدخواهى تو مكن ؛ زيرا هرگاه با من دشمنى كنى ، با تو دشمنى خواهم كرد ؛ و هرگاه با من مبارزه كنى ، با تو مبارزه خواهم كرد ؛ پس اى حسين ! از آنكه وحدت امّت را درهم شكنى و آنها را به آشوب و فتنه بازگردانى ، از خدا بترس ! . . . » « 1 »

پاسخ دندان‌شكن

بياييم و با دقّت و تأمّل به پاسخ امام حسين عليه السلام در برابر آن تهديدات بنگريم . چنان كه مىفرمايد : « أَمَّا بَعْدُ ، فَقَدْ بَلَغَنِي كِتَابُكَ تَذْكُرُ فِيْهِ أَنَّهُ انْتَهَتْ إِلَيْكَ عَنِّي امُورٌ . . . أَمّا ما ذَكَرَتَ أَنَّهُ رُقِيَ إِلَيْكَ عَنِّي ، فَإِنَّه إِنَّما رَقاه إِلَيْكَ الْمَلَّاقُونَ الْمَشّاؤُون . . . » « 2 » « امّا بعد ، نامه‌ات رسيد ، در آن آورده‌اى كه از من كارهاى ناخوشايندى
هامش
( 1 ) - متن عربى نامه از : حياة الإمام الحسين بن عليّ عليهما السلام ، القرشي ، ج 2 ، ص 224 . ( 2 ) - همان ، ص 225 .