مىگردد كه عوامل و انگيزههاى آن را در نفس خويش آماده ساخته است . آنچه كه آشكاراست اين كه ، سخنان انسان ، پيام آور خرد و روشن كننده شخصيّت اوست . بنابراين هنگاميكه ما دعاهاى ابا عبداللَّه الحسين ، به ويژه دعاى روز عرفه - كه والاترين و برترين آنها مىباشد - را مىخوانيم ، مىتوانيم از گذر آن ، شخصيّت او را در يابيم و درك نماييم كه اين شخصيّت در يك كلمه كه همان « حبيب اللَّه » مىباشد ، خلاصه مىگردد . چرا كه او به پروردگارش چنين مىفرمايد :
« ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَمَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ »
. « چه دارد آنكه تو را ندارد ؟ و چه ندارد آنكه تو را دارد ؟ »
او ساعات طولانى را در صحراى عرفات در حالى كه اشكهايش بر گونههايش سرازير بودند ، مىايستاد و هرگز احساس خستگى نمىكرد . زيرا او در مقابل دوست خويش ايستاده بود و اين كار ، راه و روش او بود تا آخرين لحظات زندگى مباركش ؛ تا آنجا كه در آن هنگام كه نزديك به 30 هزار نفر بر او يورش آورده بودند تا خون مباركش را بريزند ، او هرگز از پروردگارش درخواست نجات ننمود بلكه ، سخنانش سخنان انسانى بود كه به خداوند متعال شناخت داشت . او چنين فرمود :
« اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعالِي الْمَكانِ ، عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ ، شَدِيدُ الْمِحالِ
، غَنِيٌّ عَنِ الْخَلَائِقِ ، عَرِيضُ الْكِبْرِياءِ »
. « خدايا ! تو مقام برترى دارى و بزرگ جبروتى و بر حكم تدبير سخت توانايى ، از خلايق بىنيازى ، دستگاه بزرگيت پهناور است . . . »
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: شوشترى زاده
ص١٥١