و گردابها ايفا مىكند - به منزله نقطهء اميد و عاطفه مىباشد ، او نيز به واسطهء شعارها و دستاوردهاى دينى خويش ( مصباح الهدى ) چراغ راه هدايتى گشت براى مؤمنينى كه در راه خويش با انحرافات فكرى و سياسى روبرو مىگردند .
امّت اسلامى همچنان ، از هنگام شهادت ابا عبداللَّه الحسين با حرارت انقلابى حسينى گرم مىشود . زيرا امام حسين عليه السلام كشته اشكهاست ( قتيل العبرات ) .
بدين معنا كه او كشته گشت تا اشكها را براى امّت مسلمان به بار آورد . چرا كه انسان مسلمان هنگامىكه چشمانش مىگريد ودلشكسته مىگردد ، دلش براى الهام گرفتن معانى زنده از آموزههاى تمدّنى دين آمادهتر مىشود . مثل او چون زمينى مىباشد كه قابليت جذب باران آسمان را دارد ؛ آنگاه شكافته مىگردد و از آن نهال مىرويد . در حالى كه زمين سخت پاسخى به باران و رسالت فراخوانى آن براى رويش نمىدهد .
پس هنگاميكه انسان مىگريد و دلشكسته مىگردد ، آيات قرآن كريم راه خود را در وجود او باز مىيابند و با پاسخى مثبت در دل او روبرو مىكردند كه ، انسان را به اعتقاد و تمسّك به قرآن و تطبيق آن ، فرامىخواند .
امّا انسان كودن يا مستهزئى كه هيچ گونه احساسى ميان او و آيات قرآن را پيوند نمىدهد ، هرگز نمىتواند از قرآن بهره بجويد هر چند كه آن را تلاوت نمايد . چنان كه از رسول بزرگوار اسلام پرسيده شد كه :
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: شوشترى زاده
ص١١١