بنابراين كسى كه شهوت و احساس گرسنگى ، درد و آسايش خواهى در او مرده است ، همچون موجود يخزدهاى مىباشد . زيرا مجموعهء اين احساسات و مانند آنها به وجود انسان معنا مىبخشد . از اين رو پدر هنگامى پدر حقيقى مىباشد كه مىبيند فرزندانش از گرسنگى رنج مىبرند ، پس براى تأمين آنچه دوست دارند مىشتابد .
زيرا از جهتى در برابر خانوادهاش احساس مسؤوليت مىنمايد و از جهتى ديگر معناى گرسنگى و اثر آن را مىداند . بنابراين او براى تأمين امنيّت معيشتى براى خانوادهاش خود را به آب و آتش مىزند . همچنين مادرى كه خواب شيرين خود را براى شير دادن نوزادى كه گرسنگى او را آزار مىدهد ، برهم مىزند . صدالبتّه انگيزه اين امر ، احساسات و مهرمادرى مىباشد . زيرا اين مادر مىداند كه چرا نوزادش مىگريد و در عين حال درد ناشى از گرسنگى را كه نوزاد از آن رنج مىبرد ، درك مىنمايد .
بدينسان احساسات در دو نمونه بالا همان عامل ايجاد انگيزه در ساختن كانون گرم خانواده مىباشند . پس از آن ، بعد خرد در حركت انسان مؤثّر است . زيرا احساسات بدون خرد ، معناى خويش را از دست خواهند داد .
آنچه كه در اينجا مهم است همان تأكيد بر اينكه امام حسين عليه السلام نياز عقلى امّت اسلامى را همچون نياز عاطفى آن برآورده مىسازد .
زيرا امام حسين عليه السلام همانگونه كه براى عموم مسلمانان - بنابر روايت رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه او را به ( سفينة النجاة ) كشتى نجاتى توصيف كرده كه نقش نجات بخش را در هنگام رويارويى با امواج ، طوفانها
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: شوشترى زاده
ص١١٠