و آرزوهاى والايى را مىآفريند . از اين رو ، زندگى انسان زمانى زندگى نام مىگيرد كه انسان براى تحقّق امرى تلاش نمايد ؛ در غير اين صورت آن را زندگى نمىنامند .
ياران امام حسين عليه السلام نيز به اين حقيقت دست يافتند و هنگامى اين زندگى را ترك نمودند كه مطمئن گشتند تاريخ ، دستاوردهاى ايشان را با حروف نورانى در دلهاى مؤمنين - كه براى انتقام از ستمگران و سلطهگران بر قيام الهى پافشارى مىنمايند - خواهد نگاشت .
ولى بايد به اين نكته توجّه نماييم كه انسان علاوه بر احساسات شورانگيز ، به چراغ هدايت نيز نيازمند است ، چرا كه چراغ همان چيزى است كه نور مىافشاند و هدايت همان امرى است كه انسان را به راه راست رهنمون مىسازد . لكن ما كه به منزله امّتى مسلمان هستيم از اين جهت دور از امام حسين عليه السلام مىباشيم . زيرا متأسّفانه تنها با سيّدالشّهدا در احساسات و مصيبتهايش همراه مىباشيم .
براى هرچه شفافتر شدن اين امر بايد گفت براساس تاريخ كربلا ، امام حسين عليه السلام ويارانش شب عاشورا را از دشمنان مهلت خواستند .
وصدالبتّه اين مهلت خواهى به خاطر ترس از مرگ يا شهادت نبود .
زيرا اين كاروان بىباك در حالى به سرزمين كربلا گام نهاد كه از قبل مىدانست سرنوشتش به كجا منتهى خواهد شد ؛ ودليل اين گفته آن است كه امام حسين عليه السلام اندكى قبلاز ترك مدينه منوّره براى رد كسانى كه او را از كشته شدن و رويارويى زنان وكودكانش با آزار و آوارگى از سوى لشكر اموى بر حذر مىداشتند ، فرمود :
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: شوشترى زاده
ص١١٣