تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
چه خدمتىتان بايد آورد ، و نبشته است كه تومار زندگيتان را كى خواهد سپرد . و قرآن را كه بيان دارندهء هر چيز است بر شما فرو فرستاد ، و پيامبر خويش را روزگارى ميان شما زندگانى داد ، تا با آيه‌ها كه در كتاب خود نازل فرمود دينى را كه پسنديد ، براى او و شما كامل نمود ، و به زبان او به شما خبر داد كه چه را مىپسندد و چه او را خوش نيايد ، از چه باز مىدارد و كردن چه كار را فرمايد . چندان كه راه عذر را بر شما ببست ، و حجّتى گرفت كه - از آن نتوانيد رست - . پيك تهديد را به سوى شما پيش راند ، و از كيفر سختى كه پيش رو داريد بترساند . پس ، در اين چند روز كه زنده‌ايد ، گذشته را جبران كنيد ، و خود را به شكيبايى ورزيدن و سختى ديدن خوى دهيد . كه اين روزها برابر روزهايى كه در غفلت بوديد ، و خود را مشغول داشتيد و پند ننيوشيديد اندك است . [ فراوان - خود را رخصت مدهيد ، مبادا رخصتها شما را به راه ستمكاران برد . و درون را چون برون سازيد تا نفاق ، بلايى بر سرتان نياورد ، و پردهء شما را ندرد . بندگان خدا ! فرمانبردارترين مردم از خداوند ، خيرخواه‌ترين آنان براى خويش است ، و خيانتكارترين آنان به خود ، كسى است كه در نافرمانى خدا از همه پيش است . فريفته ، آن كه خود را بفريباند ، و رشك برده آن كه دينش براى وى بىآسيب ماند . خوشبخت كسى است كه از - آنچه بر - جز او - رود - پند گيرد . و بدبخت آن كس كه فريب هواى نفس خويش پذيرد . بدانيد كه اندك ريا شرك است و همنشينى پيروان هوا فراموش كردن ايمان ، و جاى حاضر شدن شيطان . از دروغ دورى گزينيد كه از ايمان به دور است - و چراغ او بى نور - . راستگو بر كنگره‌هاى رستگارى و بزرگوارى است و دروغگو كنارهء مغاك و خوارى . بر هم حسد مبريد كه حسد ايمان را مىخورد چنان كه آتش هيزم را - و با يكديگر دشمنى مكنيد كه آن پيوند خويشاوندى را مىبرد . و بدانيد كه آرزوهاى نفسانى خرد را به غفلت وادارد ، و ياد خدا را به فراموشى سپارد . پس آرزوى نفسانى را دروغزن دانيد كه - آنچه خواهد - فريب است و اميد بيهوده ، و خداوند آرزو فريفته است - و در خواب غفلت غنوده - .