و ديگرى كه دانشمندش دانند ، و بهرهاى از دانش نبرده ، ترّهاتى چند از نادانان ، و مايههاى جهلى از گمراهان به دست آورده ، دامهايى از فريب و دروغ گسترده . كتاب خدا را به رأى خويش تفسير كند ، و حقّ را چنان كه دلخواه اوست تعبير كند . مردم - را از بلاهاى سخت ايمن دارد ، و گناهان بزرگ را ، آسان شمارد . در كارهاى شبههناك افتاده است و گويد : چون شبههاى باشد باز ايستم . در بدعتها آرميده است و گويد : اهل بدعت نيستم . صورت او صورت انسان است ، و دل او دل حيوان . نه راه رستگارى را مىشناسد ، تا در آن راه رود ، و نه راه گمراهى را تا از آن باز گردد ، چنين كس ، مردهاى است ميان زندگان . پس ، كجا مىرويد ؟ و كى باز مىگرديد ؟ كه علامتها برپاست . و دليلها هويداست . و نشانهها برجاست . گمراهى تا كجا ؟ سرگشتگى تا كى و چرا ؟ خاندان پيامبرتان ميان شماست كه زمامداران حقّ و يقينند . پيشوايان دينند . با ذكر جميل و گفتار راست قرينند . پس همچون قرآن ، نيك حرمت آنان را در دل بداريد . و چون شتران تشنه كه به آبشخور روند ، روى به آنان آريد . مردم از خاتم پيامبران فرا گيريد : « مىميرد از ما آن كه مىميرد ، و مرده نيست ، و مىپوسد آن كه مىپوسد و پوسيده نيست » . پس مگوييد آنچه را نمىدانيد . كه بيشتر حقّ در چيزى است كه منكر آنيد . و آن را كه بر او حجّتى نداريد - و آن منم - معذور شماريد . - آيا حكم قرآن را ميان شما جارى نداشتم و دو فرزندم را - كه پس از من چراغ راه دينند - و خاندان پيامبر را كه گوهران گزينند براى شما نگذاشتم . رايت ايمان را ميان شما پا برجا كردم و مرزهاى حلال و حرام را برايتان جدا . از عدل خود لباس عافيت بر تنتان كردم . و با گفتار و كردار خويش معروف را ميان شما گستردم ، - تا بدانيد دادگر كيست و نيكوكار چه كسى است - و با خوى خود شما را نشان دادم كه اخلاق گزيده چيست ، پس رأى - خود - را كار مبنديد در آنچه ديده ژرفاى آن را نتواند ديد و انديشه به كنه آن نتواند رسيد .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٠