ديد و شناخت . پس خواهان ، بشتافت و گريزان ، رهايى يافت . سود طاعت را ذخيره ساخت و درون از آلايش بپرداخت . بازگشتگاه آن جهان را آباد كرد . و براى روز كوچ ، و راهى كه در پيش دارد ، و نيازى كه او را افتد ، و جايى كه در آن درويش ماند توشه فراهم آورد ، و فرستاد آن را پيشاپيش ، براى اقامتگاه خويش . پس ، بندگان خدا ! تقوا و رضاى حقّ را بجوييد ، و راهى را كه براى آن آفريده شدهايد بپوييد . و از آنچه شما را ترسانده است چنان كه بايد بترسيد . تا آنچه را براى شما آماده ساخته سزاوار باشيد ، و انجام وعدهء او را خواستار ، و از بيم رستاخيز بر كنار .
از اين خطبه است :
شما را گوش داد ، تا بشنود آنچه به كارش آيد ، و ديده كه تاريكى را بدان زدايد . و اندامهايى ، فراهم كردن عضوها را به كار ، و با خميدگيهاى آن سازوار . به صورت ، تركيب شده با هم ، و چندان كه دوام دارند با يكديگر فراهم . با كالبدها كه منافع خود را مىرسانند ، و دلهايى كه روزى خود را خواهانند ، و مىستانند . همه - غرقه در نعمتهاى او ، كه همگانى است و فراگير ، و به جان او را منّت پذير . قرين عافيت ، بىگزند و به سلامت . و براى هر يك از شما بهرى از زندگى انگاشت ، و پايان آن را پنهان داشت . و براى عبرت شما آثار پيشينيان را به جا گذاشت ، از آنچه بهرهشان بود و خوردند ، و از لذّتى كه در فراخناى پيش از مرگ بردند . و مرگى كه شتابان در رسيد و رشتههاى آرزوشان را بريد . و اجلها كه ناگاه بتاخت ، و بر و برگشان را برانداخت . به هنگام تندرستى كارى نكردند چنان كه شايد ، و در بهار جوانى عبرت نگرفتند ، آنسان كه بايد . آن كه در شادابى جوانى است ، چه انتظار مىبرد جز شكست پيرى را ، كه نزد وى رخت گشايد ؟ و آن كه در چاربالش تندرستى است ، جز بيماريها را ، كه بر سر او آيد ؟ و آن كس كه لختى در اين جهان به سر مىبرد ، جز مرگ را كه از در در آيد ؟ زمان رفتن نزديك گرديده ، دلها از اضطراب تپيده ، و سوزش درد را مزيده . و شربت غصّه را جرعه جرعه چشيده . براى يارى خود فرياد خواهان ، از فرزندان و نوادگان ، و خويشان و عزيزان ، و همتايان و همسالان . آيا خويشان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٦٢