تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
درگذشت ( « قاموس الرجال » ، ج 9 ، ص 264 ) . [ 177 ] ترجمهء لفظ به لفظ : وباناك . [ 178 ] اعراف : 99 . [ 179 ] يوسف : 87 . [ 180 ]
نكند زحمت نا آمده را استقبال هر كه امروز غم روزى فردا نخورد
( صائب ) [ 181 ] نگاه كنيد به نامهء شمارهء 31 از آن حضرت به فرزندش امام حسن عليه السلام . [ 182 ]
سخن تا نگويى بر آن دست هست چو گفته شود يابد او بر تو دست
( سعدى ، « بوستان » ، باب هفتم ، بيت ، دكتر يوسفى ) . [ 183 ] نور : 24 . [ 184 ]
سايهء حق بر سر بنده بود عاقبت جوينده يابنده بود
( « مثنوى » نيكلسن ، دفتر 3 ، ص 373 ) . [ 185 ] رجوع كنيد به فقرهء 23 . [ 186 ]
گيرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
[ 187 ] رجوع كنيد به فقرهء 148 . [ 188 ] ترجمهء لفظ به لفظ : آن را كه نشسته ندهند ، ايستاده ندهند . [ 189 ] از شمارهء 397 تا 400 در نسخهء عبده نيست ، از نسخه صبحى صالح نوشته شد . [ 190 ] عدوى ، اسم است از اعداء و معنى آن تجاوز از چيزى به چيزى ، يا از كسى به كسى است و در حديث نبوى است : « لا عدوى و لا هام و لا صفر » هام ، بوم است و از اعتقادهاى عرب جاهلى است كه در شكم مارى است به نام « صفر » چون گرسنه شود آن مار او را آزار دهد ( « الموطَّأ » كتاب العين ، ذيل حديث 18 ، و رجوع شود به « صحيح بخارى » كتاب البيوع ، و « نهايه » ابن اثير و « سفينة البحار » ج 2 ، ص 170 ) . [ 191 ] عمار بن ياسر بن عامر بن مالك ، مكنى به ابو اليقظان ، از قحطانيان است . خود و پدرش از سابقان در اسلامند . در جنگ صفين در ركاب امير المؤمنين ( ع ) به سن نود و سه سالگى شهيد شد . [ 192 ] مغيرة بن شعبه بن عامر بن مسعود ثقفى ، يكى از چهار تن است كه به زيركى معروف بودند : معاويه ، عمرو پسر عاص ، زياد بن ابيه و مغيره . با آنكه صحابى است از تقوا بهره‌اى نداشته است . [ 193 ]
ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
( منسوب به بابا طاهر )