تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
مشهور است كه امير المؤمنين ( ع ) در بارهء او فرموده است : مالك چنان مرا يار بود كه من رسول خدا را مددكار بودم . [ 2 ] رجوع كنيد به ذيل نامه امام به محمد پسر ابو بكر نامهء 34 . [ 3 ] يوسف : 53 . [ 4 ] بر تافتن : تحمل كردن . [ 5 ] پائيدن : انتظار بردن ، توقع داشتن . [ 6 ] مردمان را عيب نهانى پيدا مكن كه مر ايشان را رسوا كنى و خود را بىاعتماد . ( سعدى . « گلستان » . باب هشتم ) . [ 7 ] نسخه‌هايى كه در دست دارم « عزّه » است و بعض شارحان عزت را كبر معنى كرده‌اند . محتمل است « غرّه » باشد . بمعنى فريفتگى . آقاى شوشترى هم غرّه ضبط كرده‌اند ، و معنى آن را اغترار گرفته‌اند ( « بهج الصباغه » ج 14 ص 326 ) . [ 8 ] در سازمان حكومت اسلامى عاملان طبقه‌اى خاص بودند و وظيفه‌هايى معين داشتند ، و براى تعهد كار بايد صلاحيت مخصوص را احراز كنند . عاملان بايد وضعيت محلى را كه بدان جا مىروند بدانند ، مردم آنجا را كم و بيش از جهت عادات و سنتها بشناسند ، از گذشتهء آنان آگاه باشند . كه اگر عامل اين معلومات را كسب نكند و در كار خود چنان كه بايد آگاه و مسلط نباشد ، بسا كه طغيان رعيت را سبب گردد . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به « الاحكام السلطانية » . قاضى ابو يعلى و كتابهاى ديگر كه در اين زمينه نوشته شده . [ 9 ] جزيه يا گزيت ، مالياتى است ساليانه كه اهل كتاب بايد به حاكم مسلمانان بپردازند ، و در مقابل ، حكومت حقوق آنان را محترم شمارد و مال و جانشان را از تعرض محفوظ دارد . [ 10 ] خراج مالياتى بوده است كه از زمين كشت شده يا قابل كشت مىگرفته‌اند . ميزان اين ماليات در دوره‌هاى مختلف حكومت اسلامى و نيز در ايالتهاى عراق ، مصر ، حجاز و آفريقا متفاوت بوده و تغيير مىيافته است . بعض خلفا خراج را از ذمّى و مسلمان مىگرفتند ، اما جزيه به عهدهء غير مسلمان بود . [ 11 ] جيب گريبان است ، و تعبير مجازى است . [ 12 ] بر آمدن بر كسى ، مقابل او ايستادن ، بر او سخت گرفتن . [ 13 ] شايستن : كافى بودن ، بسنده بودن . [ 14 ] نساء : 59 . [ 15 ] صف : 3 .