جمله نخستين آن اين است « اما بعد فأنّى أبرأ اليكم و الى أهل الذّمّة من معرّة الجيش » ، ليكن در بسيارى عبارات با اين نامه يكسان نيست . و اللَّه العالم .
و اگر عبارت نامه « أهل الذّمة » باشد مقصود اهل كتاب است ، كه در پناه مسلمانان بودهاند .
[ 2 ] آن اندازه كه از گرسنگى برهند ، حالت اضطرار .
نامهء 61
[ 1 ] كميل پسر زياد از گزيدهترين ياران امير المؤمنين على عليه السلام و از بزرگان تابعين است . به سال دوازدهم هجرى متولد شد و به سال هشتاد و دوم به دستور حجّاج بن يوسف شهيد گرديد .
[ 2 ] شهرى در غرب عراق كه امروز جزء ايالت رمادى است . أهميّت آن در قديم به خاطر گذاشتن كاروان از آنجا به حلب بوده است .
[ 3 ] گزاردن . انجام دادن .
[ 4 ] شهرى در بلاد جزيره در منتهاى نهر خابور و فرات سر راه بازرگانى عراق و شام .
نامهء 62
[ 1 ] وليد بن عقبة بن ابى معيط ، كه از سوى عثمان در كوفه حاكم بود شراب نوشيد و براى نماز بامداد به مسجد رفت و چهار ركعت نماز خواند و گفت اگر خواهيد زيادت كنم . پس شكايت او را به عثمان بردند ، و امير المؤمنين ( ع ) حد را بر او جارى كرد .
[ 2 ] ابو سفيان يا عمرو بن عاص .
[ 3 ] آغاليدن تحريك كردن .
نامهء 63
[ 1 ] هنگامى كه جدايى طلبان از حجاز به عراق رفتند و به بصره در آمدند ، امير المؤمنين در پى آنان رو به عراق نهاد . ابو موسى از جانب او حكومت كوفه را به عهده داشت . امام از او خواست تا مردم را براى رويارويى با جدايى طلبان آماده سازد ، اما او به موجب روايتى كه خود راوى آن بود ، مىگفت فتنهاى پديد شده و مسلمانان بايد در خانه بنشينند .
و در به روى خود بندند . خواندن مردم به كنارهگيرى از فتنه به سود او بود ، اما بازداشتن آنان از يارى امام زمان به زيان وى .
[ 2 ] رفع ذيل و شدّ مئزر ، كنايت از آماده بودن است براى كار .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 532
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٣٢