تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
[ 3 ] از كوفه برون آى ! و اين استعارتى است لطيف كه ابو موسى را چون روباه حيله‌گر مىخواند . [ 4 ] مردم كوفه . [ 5 ] ترجمهء لفظ به لفظ : كره‌ات با شير و گداخته‌ات با فسرده بياميزد ، و اين استعارت است از درهم ريختن كار و گم شدن راه چاره يا فرار . [ 6 ] ترجمهء لفظ به لفظ : شتر آن را سوار شوند . [ 7 ] خوار : آسان ، رام . نامهء 64 [ 1 ] ابو سفيان ، كه تا روز فتح مكه مسلمان نشد . [ 2 ] طلحه به تير مروان حكم كشته شد ، و زبير پس از آنكه امام ( ع ) او را متنبّه ساخت از رزمگاه بيرون رفت ، و در بين راه عمرو بن جرموز او را كشت . [ 3 ] عايشه به اغواى طلحه و زبير و نيز به خاطر ناخشنودى كه از امام داشت خون عثمان را بهانه كرد و با جدايى طلبان به بصره رفت . [ 4 ] ابن ميثم نوشته است مقصود عمرو پسر ابو سفيان است كه در جنگ بدر اسير شد ( ج 5 ص 210 ) و اين گفته درست نيست چه هجرت با فتح مكه پايان يافت و رسول اكرم فرمود كه « لا هجرة بعد الفتح » ، نمىتوان گفت با جنگ بدر هجرت پايان يافت . مقصود امام يزيد پسر ابو سفيان است كه روز فتح مكه با جمعى از قريش به ( باب الخندمة ) رفت تا از در آمدن مسلمانان به مكه جلوگيرى كند . خالد بن وليد وى را در آنجا اسير كرد . ابو سفيان يزيد را از او گرفت و به خانهء خود كه رسول خدا ( ص ) آن را جاى امن قرار داده بود ، برد . [ 5 ] عتبة بن ربيعه . [ 6 ] وليد بن عتبه . [ 7 ] حنظلة بن ابى سفيان ، كه هر سه در بدر به دست امام ( ع ) كشته شدند . [ 8 ] ماندن : شباهت داشتن . [ 9 ] بيعت مهاجر و انصار با امام . [ 10 ] واگذارى شام به دو و تسليم كشندگان عثمان . نامهء 65 [ 1 ] بيعت با امير المؤمنين ( ع ) .