[ 3 ] از كوفه برون آى ! و اين استعارتى است لطيف كه ابو موسى را چون روباه حيلهگر مىخواند .
[ 4 ] مردم كوفه .
[ 5 ] ترجمهء لفظ به لفظ : كرهات با شير و گداختهات با فسرده بياميزد ، و اين استعارت است از درهم ريختن كار و گم شدن راه چاره يا فرار .
[ 6 ] ترجمهء لفظ به لفظ : شتر آن را سوار شوند .
[ 7 ] خوار : آسان ، رام .
نامهء 64
[ 1 ] ابو سفيان ، كه تا روز فتح مكه مسلمان نشد .
[ 2 ] طلحه به تير مروان حكم كشته شد ، و زبير پس از آنكه امام ( ع ) او را متنبّه ساخت از رزمگاه بيرون رفت ، و در بين راه عمرو بن جرموز او را كشت .
[ 3 ] عايشه به اغواى طلحه و زبير و نيز به خاطر ناخشنودى كه از امام داشت خون عثمان را بهانه كرد و با جدايى طلبان به بصره رفت .
[ 4 ] ابن ميثم نوشته است مقصود عمرو پسر ابو سفيان است كه در جنگ بدر اسير شد ( ج 5 ص 210 ) و اين گفته درست نيست چه هجرت با فتح مكه پايان يافت و رسول اكرم فرمود كه « لا هجرة بعد الفتح » ، نمىتوان گفت با جنگ بدر هجرت پايان يافت . مقصود امام يزيد پسر ابو سفيان است كه روز فتح مكه با جمعى از قريش به ( باب الخندمة ) رفت تا از در آمدن مسلمانان به مكه جلوگيرى كند . خالد بن وليد وى را در آنجا اسير كرد . ابو سفيان يزيد را از او گرفت و به خانهء خود كه رسول خدا ( ص ) آن را جاى امن قرار داده بود ، برد .
[ 5 ] عتبة بن ربيعه .
[ 6 ] وليد بن عتبه .
[ 7 ] حنظلة بن ابى سفيان ، كه هر سه در بدر به دست امام ( ع ) كشته شدند .
[ 8 ] ماندن : شباهت داشتن .
[ 9 ] بيعت مهاجر و انصار با امام .
[ 10 ] واگذارى شام به دو و تسليم كشندگان عثمان .
نامهء 65
[ 1 ] بيعت با امير المؤمنين ( ع ) .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٣٣