دشمنى داشتند . جدعون آنان را شكست داد ، و داود نيز ، و سرانجام نابود شدند . در تاريخهاى اسلامى « عماليق » از نسل سام بن نوح ، و يا حام بن نوحاند . سرزمين آنان ميان كنعان و مصر ، در دشت سينا ، بوده است ، و بعضى گفتهاند « عمالقه » طسم ، جديس و ثمودند .
[ 11 ] « اصحاب الرّس » كه نام آنان در « قرآن كريم » ، سورههاى « فرقان » و « ق » آمده است ، قومى بودند از ثمود كه در كنار چاهى به نام رسّ مىزيستند ، پيامبر خود را هلاك كردند . و گفتهاند امّت شعيب بودند . و بعضى « رسّ » را رودارس گرفتهاند .
[ 12 ] عمّار پسر ياسر از مهاجران سابق در اسلام كه در جنگ صفين شهيد شد ، و رسول خدا در باره او فرمود تو را گروه ستمكار شهيد خواهند كرد .
[ 13 ] ابو الهيثم ، مالك پسر تيهان انصارى ، صحابى بدرى و از كسانى است كه در عقبه حاضر شد و در صفّين شهيد گرديد .
[ 14 ] خزيمة پسر ثابت انصارى در جنگ بدر و جنگهاى ديگر شركت داشت ، و در صفّين پس از عمّار ياسر شهيد شد . رسول خدا گواهى او را در حدّ گواهى دو تن دانست .
چنان بود كه رسول خدا از عربى اسبى خريده بود عرب انكار كرد ، پيامبر فرمود :
« خزيمه گواهى مىدهى ! » گفت : « نه ، ليكن دانستم كه تو اسب را خريدهاى . تو را بدانچه از خدا آوردهاى تصديق مىكنيم ، چگونه در اين معامله راستگو ندانيم » ، پيامبر فرمود : « گواهى تو ، گواهى دو مرد است » .
خطبهء 183
[ 1 ] لفظ به لفظ : تا سر پوش براى آنان از سر دنيا بردارند .
[ 2 ] هجوم بردن ، ناگهان در آمدن . داخل شدن ، و در عبارت امام به معنى مجازى به كار رفته است .
[ 3 ] مأخوذ از آيهء 3 سورهء طلاق .
[ 4 ] مأخوذ از آيهء 38 سورهء رعد و ظاهرا مقصود از كتاب ، علم بارى عزّ اسمه است .
[ 5 ] پاسخ بدانهاست كه از مساوات اسلامى آزرده بودند و زنده كردن سنّت رسول ( ص ) را نمىپذيرفتند ، و مىگفتند زمان دگرگون شده و بايد مصلحت وقت رعايت شود .
[ 6 ] فلان به عين فلان ، يعنى پيش چشم اوست . و از اين مقوله است : * ( وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا ) * ( هود : 37 ) .
[ 7 ] نواصى جمع ناصيه : موى پيشانى و اين تعبيرى است مجازى ، « ناصيتك بيده » يعنى : او بر تو قدرت دارد .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 495
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٩٥