صالح است . امّا در « ابن ابى الحديد » و « ابن ميثم » و نيز در ترجمهء مرحوم فيض الاسلام ، پس از مكالمهء امام با برج بن مسهر ، خطبهء آن حضرت در پاسخ پرسش « همّام » آمده است ، كه در ترتيب ما آن خطبه پس از خطبهء « قاصعه » قرار گرفته است .
[ 2 ] الشواهد : الحواس ، لأنّها تشهد ما تدرك .
[ 3 ] هر حادثى را در پديد آمدن ، نياز به موجدى است قديم ، و گرنه دور و يا تسلسل لازم آيد .
[ 4 ] نمودن : نشان دادن .
[ 5 ] كلانى : تنومندى ، بزرگى .
[ 6 ] هيئت : پيكر و نهاد « منتهى الارب » .
[ 7 ] خنبيدن : جستن ، و در بعض ضبطها « صبّ » مشدّد آمده است به معنى افتادن .
خطبهء 186
[ 1 ] « كيف » يا « چگونگى » هيأتى است مستقرّ در محلّ ، كه در خود نه قابل قسمت كردن است و نه نسبت دادن ، چون رنگ و طعم و . . . ، چگونگى داشتن چيزى مخالف با يكتايى و مجرد بودن اوست .
[ 2 ] پرداختن به چيزى ، تمام توجه خود را به دو معطوف داشتن است ، و آن كه براى بارى تعالى مثلى پندارد از هر جهت به دو توجه ندارد ، مانند كسى كه در نماز و يا عبادتهاى ديگر صورتى را در ذهن مجسم مىسازد ( العياذ باللَّه ) .
[ 3 ] زيرا اشارت كردن به چيزى مستلزم آن است كه آنچه به دو اشارت شده محسوس و در جهت باشد و اين هر دو براى خدا محال است ، و در خطبهء نخست گذشت كه « و آن كه در جهتش نشاند محدودش انگارد » .
[ 4 ] براى شناختن ذات چيزى بايد اجزاى تركيب كنندهء آن را دانست ، و هر چه مركب باشد به تركيب كننده نياز دارد ، و ساختهء ديگرى است .
[ 5 ] اگر او را مركزى براى ادراك باشد يا از جانب اوست و يا از ديگرى . از ديگرى نتواند بود چه ادراكها را او آفريده ، و نيز در كمال خود به ديگرى محتاج گردد و اين محال است ، و اگر آفريده خود اوست اين نيز محال است چه اگر از كمالات بود ، پيش از آنكه آن را بيافريند ناقص بوده ، و اين نيز محال است ، و اگر از كمالات نبود و زايد بود آن نيز نتواند بود ، چرا كه آنچه بر كمال زيادت باشد نقصان است . ( تلخيص از ابن ميثم ) .
[ 6 ] چه او مقارنهها و مبدأ مقارنهها را آفريده ، پس اگر او را مقارنى باشد ، لازم آيد كه او
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٩٧