تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
خالق خود و قرين خود بود . [ 7 ] زبان كوچك . [ 8 ] ردّى است بر آنان كه كلام خدا را قديم مىپنداشتند . [ 9 ] كوهها . [ 10 ] در بعضى نسخه‌ها بجاى اسداد ، اعداد آمده و از هر دو ضبط كوهها مقصود است . [ 11 ] رجوع شود به خطبهء صد و نهم ، آغاز خطبه . [ 12 ] يا رستن : توانستن . [ 13 ] مانستن همانند بودن . خطبهء 187 [ 1 ] ياران امام به حقّ ، كه از ديدهء مردم نهانند ، و نزد خدا و امامان عيانند . [ 2 ] آنچه توانگران مىبخشند غالبا از مال حرام است ، امّا مستمندان از روى ناچارى مىگيرند تا زنده مانند ، بدين جهت گرفتن آن بر ايشان حلال بود . خطبهء 188 [ 1 ] عمر كوتاه . [ 2 ] دنيا . [ 3 ] آخرت . خطبهء 189 [ 1 ] از گمراهى دورى نمودن و به رستگارى روى آوردن . [ 2 ] « ما » در جملهء « ما كان للَّه فى اهل الارض حاجة » مصدريّه است . ابن ابى الحديد و ابن ميثم نيز بر اين قولند . امّا بعضى « ما » را « نافيه » گرفته‌اند : « خدا را در مردم زمين حاجتى نيست » و هرچند از نظر تركيب نحوى غريب مىنمايد ، لكن وجهى براى آن توان گفت . [ 3 ] مستضعف ، معذور است و آن كسى است كه از ناتوانى و يا به خاطر نادانى و يا دسترسى نداشتن ، حقيقت را نتواند شناخت ، و پيداست مردمى كه در عصر امام بودند و فرمودهء او را مىشنودند ، حجّت بر آنان تمام بود و مستضعف نبودند .