خالق خود و قرين خود بود .
[ 7 ] زبان كوچك .
[ 8 ] ردّى است بر آنان كه كلام خدا را قديم مىپنداشتند .
[ 9 ] كوهها .
[ 10 ] در بعضى نسخهها بجاى اسداد ، اعداد آمده و از هر دو ضبط كوهها مقصود است .
[ 11 ] رجوع شود به خطبهء صد و نهم ، آغاز خطبه .
[ 12 ] يا رستن : توانستن .
[ 13 ] مانستن همانند بودن .
خطبهء 187
[ 1 ] ياران امام به حقّ ، كه از ديدهء مردم نهانند ، و نزد خدا و امامان عيانند .
[ 2 ] آنچه توانگران مىبخشند غالبا از مال حرام است ، امّا مستمندان از روى ناچارى مىگيرند تا زنده مانند ، بدين جهت گرفتن آن بر ايشان حلال بود .
خطبهء 188
[ 1 ] عمر كوتاه .
[ 2 ] دنيا .
[ 3 ] آخرت .
خطبهء 189
[ 1 ] از گمراهى دورى نمودن و به رستگارى روى آوردن .
[ 2 ] « ما » در جملهء « ما كان للَّه فى اهل الارض حاجة » مصدريّه است . ابن ابى الحديد و ابن ميثم نيز بر اين قولند . امّا بعضى « ما » را « نافيه » گرفتهاند : « خدا را در مردم زمين حاجتى نيست » و هرچند از نظر تركيب نحوى غريب مىنمايد ، لكن وجهى براى آن توان گفت .
[ 3 ] مستضعف ، معذور است و آن كسى است كه از ناتوانى و يا به خاطر نادانى و يا دسترسى نداشتن ، حقيقت را نتواند شناخت ، و پيداست مردمى كه در عصر امام بودند و فرمودهء او را مىشنودند ، حجّت بر آنان تمام بود و مستضعف نبودند .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 498
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٩٨