تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
[ 2 ] تحت اللفظى : غير شما را پدر مباد . جاى ديگر ( شما را پدر مباد ) ، و اين نفرينى است . در اين مورد امام خطاب را متوجّه غير حاضران كرده است تا در تعبير لطفى باشد . [ 3 ] در نسخه‌هاى ديگر « ما تنتظرون بنصركم ربّكم . [ 4 ] اين جمله نفرين است ، نه نمودن وضع آينده . [ 5 ] معاويه بخشش بسيار مىكرد ، امّا به سران قبيله‌ها . و مردم عادى از او بهره‌اى نداشتند . اين شعر ظاهرا زبان حال همان مردم است :
معاوى انّنا بشر فأسجح فلسنا بالجبال و لا الحديدا
يعنى ، معاويه به ما ببخش ، ما انسانيم كوه و آهن نيستيم . خطبهء 181 [ 1 ] رجوع شود به آيهء 48 سورهء انفال . خطبهء 182 [ 1 ] نوف پسر فضاله از بنى بكال ، كه تيره‌اى هستند از حمير و بعضى به فتح باء و به تشديد كاف خوانده‌اند . [ 2 ] جعده ، خواهرزادهء امير المؤمنين على عليه السّلام و مادر او امّ هانى دختر ابو طالب است ، وى از جانب امام حكومت خراسان را يافت . اندكى از حالات او را در كتاب زندگانى على بن الحسين ( ع ) نوشته‌ام . [ 3 ] لفظ به لفظ : سود . [ 4 ] * ( . . . رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ) * ( رعد : 2 ) . [ 5 ] * ( . . . ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ) * ( فصلت : 11 ) . [ 6 ] * ( . . . إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه ) * ( فاطر : 10 ) . [ 7 ] سجى اللَّيل : سكن و دام . [ 8 ] نوء ، به دو معنى است يكى باران و ديگرى به معنى طلوع و غروب ستاره‌اى است كه منزل ماه است ، و براى معنى اصطلاحى « إنواء » و ارتباط آن به باران رجوع به « التفهيم لأوائل صناعة التنجيم » ابو ريحان بيرونى شود . [ 9 ] هر دل كه خدا را شناخت روشنى آن فزود ، و دلى كه از معرفت او محروم ماند ، هيچ برهانى او را راه ننمود . [ 10 ] « عمالقه » يا « عماليق » نامشان در « عهد عتيق » مكرّر آمده است . در سفر تكوين است كه « عماليق » از كنيز اليفاز كه تمناع نام داشت زاده شد . اين قوم با يهوديان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 494 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي