تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
[ 3 ] جدايى طلبان چون طلحه و زبير . [ 4 ] به هم زدن بيعت امام و گذاردن كار به عهدهء شورايى ديگر . [ 5 ] حكومت . خطبهء 172 [ 1 ] اين مرد سعد ابى وقاص بود ، و گفتگو در روزهاى شور است ، و گفته‌اند گفتگو در سقيفه روى داده و گوينده ابو عبيدهء جراح بوده است ، اما امير المؤمنين ( ع ) در آن روز در خانهء رسول خدا به شستشوى او مشغول بود . در اين صورت بايد روزهايى پس از اجتماع سقيفه باشد . [ 2 ] گفتند فضيلت تو را مىپذيريم ، ليكن كارى است شده ! و تو راست كه از حقّت چشم بپوشى ! [ 3 ] اگر براى كشتن سپاهيان كه بدان شهر در آمدند بهانه‌اى دارند ، مردم بيگناه را چرا كشتند . خطبهء 173 [ 1 ] خنين : گريستن يا خنديدن از راه بينى . خطبهء 174 [ 1 ] تجرّد للأمر ، كوشش كرد در كار ، و به هيچ كار ديگر نپرداخت . [ 2 ] نمودن : ديده شدن . [ 3 ] أجلبوا عليه : يا اجلبوا فيه اذا تجمّعوا « لسان العرب » . [ 4 ] سرباز زدن كسى از بيعت ، پس از آنكه آن را پذيرفته است . چنين چيز تا آن تاريخ در ميان مسلمانان سابقه نداشت . و أمر « أوفوا بالعقود » ، به هم زدن بيعت و خروج بر امام زمان را بى كيفر نمىگذاشت . [ 5 ] نظير آنچه زبير گفت : من با دستم با على بيعت كردم و به دلم منكر بودم ( رجوع به خطبهء هشتم شود ) . خطبهء 175 [ 1 ] چنان پندارد كه هميشه در اين نعمت است .