[ 3 ] جدايى طلبان چون طلحه و زبير .
[ 4 ] به هم زدن بيعت امام و گذاردن كار به عهدهء شورايى ديگر .
[ 5 ] حكومت .
خطبهء 172
[ 1 ] اين مرد سعد ابى وقاص بود ، و گفتگو در روزهاى شور است ، و گفتهاند گفتگو در سقيفه روى داده و گوينده ابو عبيدهء جراح بوده است ، اما امير المؤمنين ( ع ) در آن روز در خانهء رسول خدا به شستشوى او مشغول بود . در اين صورت بايد روزهايى پس از اجتماع سقيفه باشد .
[ 2 ] گفتند فضيلت تو را مىپذيريم ، ليكن كارى است شده ! و تو راست كه از حقّت چشم بپوشى !
[ 3 ] اگر براى كشتن سپاهيان كه بدان شهر در آمدند بهانهاى دارند ، مردم بيگناه را چرا كشتند .
خطبهء 173
[ 1 ] خنين : گريستن يا خنديدن از راه بينى .
خطبهء 174
[ 1 ] تجرّد للأمر ، كوشش كرد در كار ، و به هيچ كار ديگر نپرداخت .
[ 2 ] نمودن : ديده شدن .
[ 3 ] أجلبوا عليه : يا اجلبوا فيه اذا تجمّعوا « لسان العرب » .
[ 4 ] سرباز زدن كسى از بيعت ، پس از آنكه آن را پذيرفته است . چنين چيز تا آن تاريخ در ميان مسلمانان سابقه نداشت . و أمر « أوفوا بالعقود » ، به هم زدن بيعت و خروج بر امام زمان را بى كيفر نمىگذاشت .
[ 5 ] نظير آنچه زبير گفت : من با دستم با على بيعت كردم و به دلم منكر بودم ( رجوع به خطبهء هشتم شود ) .
خطبهء 175
[ 1 ] چنان پندارد كه هميشه در اين نعمت است .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٩٢