تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
خطبهء 176 [ 1 ] اعذر فلان فلانا : لم يبق له موضعا للعذر . [ 2 ] تقويض ، كشيدن ستون خيمه است ، تقويض بنا ، درهم شكستن آن است چنان كه فرو ريزد . [ 3 ] زشتى او را باز گويد . [ 4 ] ضامن . [ 5 ] فصّلت : 30 . [ 6 ] حكم خدا را با گذشت زمان دگرگون نمىكند . [ 7 ] نقصان خرد بر او چيره شود ، چنان كه گويى راه راست را به روى او بسته‌اند ، و جز كج انديشى كارى از او ساخته نيست . [ 8 ] * ( وَإِذْ قالَ لُقْمانُ ) * ( سورهء لقمان آيه 13 ) . [ 9 ] نساء 48 . خطبهء 178 [ 1 ] يا رستن : توانستن . [ 2 ] * ( وَعِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا ) * . ( انعام : 59 ) . [ 3 ] مأخوذ است از آيهء 6 - 7 سورهء قارعه : * ( فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ) * ( هر كه را ترازوى كارهاى نيك ، سنگين بار است ، او در زندگانى خوشگوار است ) . [ 4 ] گفته‌اند امام اين خطبه را در آغاز خلافت خوانده است ، و هر چند ظاهر اين فقره با آنچه گويند موافق است ، امّا فقره‌هاى بعد نشان مىدهد ، كه بايد اين خطبه پس از رأى داوران در « دومة الجندل » خوانده شده باشد . [ 5 ] اتفاق كلمه ، و پيروزى بر شاميان . خطبهء 179 [ 1 ] لمس كردن و جدا بودن ( در مكان ) از مختصّات جسمهاى مادّى است . نسبت دورى و نزديكى پروردگار به آفريده‌هاى خود نسبت برترى علَّت به معلول و كامل به ناقص است ، كه معلول در رتبهء علَّت نيست امّا علَّت با معلول هست ، و هيچگاه از او جدا نيست . خطبهء 180 [ 1 ] * ( وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ ) * ( مدّثر : 45 ) .