تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
[ 2 ] رضى ( ره ) « دارى » را منسوب به « دارين » كه شهركى است بر ساحل دريا ، گرفته و هر چند « دارى » بدين معنى آمده ، ليكن يكى از معنيهاى آن ملاح است كه بادبان را نگاه دارد . ( « لسان العرب » ، ذيل دور ) . [ 3 ] استعاره از خرما . خطبهء 166 [ 1 ] شتر مرغ و يا سنگخواره ، در ريگستان گودالى كند و در آن تخم نهد ، و گاه مارى در چنين گودالها تخم گذارد ، چون تخم سنگخواره با مار همانند است ، اگر كسى بر آن بگذرد در تشخيص عاجز ماند . بدان جهت ، اگر آن را بشكند ، بود كه تخم مرغى را شكسته باشد و گناهى مرتكب شده ، و اگر آن را رها سازد ، بود كه تخم از آن مارى باشد و چون برآيد مردمان را آسيب رساند . [ 2 ] اشارت است به پراكندگيهاى فكرى و مذهبى كه از ربع دوّم نيمهء نخست سدهء اوّل هجرى پديد شد ، و كار بدانجا كشيد كه حكم اسلامى به سيرت عصر جاهلى مبدّل گرديد . [ 3 ] اشارت است به آيهء 16 سورهء سبا ، روان شدن سيل در كشور سبا و شكستن سدّ معروف آن سرزمين « مأرب » و ويران شدن باغستانهاى آن و رجوع شود به خطبهء 97 حاشيهء 1 . خطبهء 167 [ 1 ] عبده ، امر عامه را اصلاح كار عموم معنى كرده ، و بعضى مترجمان فارسى از او پيروى كرده‌اند . و اين استنباطى است نادرست ( به ابن ابى الحديد و ابن ميثم مراجعه شود ) . [ 2 ] رجوع به خطبهء 21 شود . خطبهء 168 [ 1 ] خونخواهى عثمان . [ 2 ] سنايى ، حديقة الحقيقة ص 453 . خطبهء 169 [ 1 ] حكومت حقّهء خود آن حضرت . [ 2 ] ظاهرا امويان ، سپس عباسيان .