[ 4 ] مصراع نخست از بيت إمرؤ القيس است و مصراع دوّم آن اين است : « و لكن حديثا ما حديث الرّواحل » ، و داستان چنين است كه إمرؤ القيس بر مردى به نام طريف از بنى جديله در آمد ، وى مقدم او را گرامى داشت . پس ، از نزد او به سوى خالد پسر سدوس رفت . بنى جديله بر او غارت بردند و شتران وى را ربودند . امرؤ القيس به مهماندار خود شكايت برد . خالد ، شتران امرؤ القيس را برداشت و در پى غارتگران رفت ، و چون بدانها رسيد گفت : چرا بر كسى كه در پناه من بود غارت بردهايد ؟ گفتند : او در پناه تو نيست . گفت : چرا ؟ و اينك شتران او . غارتگران گفتند : اين شتران از اوست ؟
گفت : آرى ، پس شتران را هم از او گرفتند .
[ 5 ] مبالغت است در تعجب چنان كه ابن هانى گفته است : « فعجبت حتّى كدت لا أتعجّب » .
[ 6 ] خلافت را از خاندان پيامبر بگيرند .
[ 7 ] مردم را از علوم آل محمد ( ص ) محروم سازند .
[ 8 ] ترجمهء لفظ به لفظ : و به و با آلوده كردند .
[ 9 ] فاطر : 8 .
خطبهء 163
[ 1 ] آن كه نه حدّى دارد و نه در جهتى است تنها خداى يكتاست .
[ 2 ] فرا گرفته شدن : احاطه شدن .
[ 3 ] به طور طبيعى كسى كه در بيابانى مىرود ، چون ديده بدوزد نخست پشتهها را خواهد ديد كه از زمين برجسته است .
[ 4 ] چنان كه بعض متكلَّمان اسلامى در بارهء ثابتات ازليّه گويند ، و يا آنچه بعضى دانشمندان يونانى گفتهاند .
[ 5 ] فقرهها ناظر است به آيههاى 13 مؤمنون ، و 20 - 21 مرسلات .
خطبهء 164
[ 1 ] عثمان شوى رقيه و پس از او شوى ام كلثوم ، دختران پيمبر ( ص ) بوده .
[ 2 ] نزد تو حاضرند از ايشان رضايت بخواه .
خطبهء 165
[ 1 ] انسان ، حيوانات و جمادات .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 490
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٩٠