تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
[ 3 ] آنچه از غنيمت نصيب او مىگرديد . براى آگاهى از تفصيل بيشتر و رأى فقيهان شيعه در بارهء فيئى بايد به كتابهاى فقه رجوع كرد . [ 4 ] خوارج را عقيدت بر اين بود كه هر كس گناه كرد كافر است ، و هر كه كافر شد از ملت اسلام بيرون است . البته فرقه‌هايى از خوارج كه سالها پس از اين دسته پديد شدند ، با آنان در اين نظر هماهنگ نبودند . [ 5 ] چنان كه ظاهر عبارت نشان مىدهد از « شعار » مقصود گفتهء خوارج است كه : « داورى جز از آن خدا نيست » . ليكن ابن ابى الحديد نويسد : شعار خوارج آن بود كه موى ميان سر را مىتراشيدند . و ابن ميثم گويد مقصود از شعار ، برون رفتن از جماعت است . خطبهء 128 [ 1 ] سكك جمع سكه ، به معنى كوچه و جاده ، هر دو است ، لكن با قرينه‌هاى بعد ظاهر است كه مقصود از آن كوچه‌هاى داخل شهر است نه جاده‌هاى برون شهر . [ 2 ] اجنحه جمع جناح است ، در لغت به معنى بال . بعضى مترجمان آن را « كنگره » ترجمه كرده‌اند ولى « سايبان » دقيقتر است ، و آن پيش آمدگى است كه در عربى متداول عراق « شناشير » مىگويند . [ 3 ] عبده ، پس از نقل عبارت قاموس آن را نارسا دانسته ، و گويد بهتر آن است كه مطرّقه را به معنى « طراق » بسته بگيريم . و « طراق » پوستى است . كه براندازهء سپر برند و بدان ببندند . و ظاهرا « مطرّقه » كنايت از چين خورده و خشن است . [ 4 ] زخمى . [ 5 ] لقمان : 34 . خطبهء 130 [ 1 ] ربذه ، جايى است نزديك مدينه ، عثمان پسر عفان به خاطر خرده‌هايى كه ابو ذر در مصرف بيت المال بر او مىگرفت ، و او را خوش نمىافتاد ، وى را بدان موضع تبعيد كرد . [ 2 ] دين . [ 3 ] ستمكارى . [ 4 ] برون شو : مخرج ، جاى برون شدن . خطبهء 132 [ 1 ] حادى : آن كه آواز خواند تا شتران به شتاب راه روند .