عبد الملك پسر مروان را به خاطر گند دهان « ابو الذّبان » مىگفتند ( يعنى مگسان ، از گند دهان او مىمردند ) .
خطبهء 118
[ 1 ] اين خطبهء امام ( ع ) خطاب به مردم كوفه است ، پس از پايان نبرد جمل .
[ 2 ] نمودن : نشان دادن .
[ 3 ] اولى بودن امام بر مردم به خاطر مقام ولايت است ، و در آن ظاهرا اشارت است به آيهء * ( النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) * . ( احزاب : 6 ) .
خطبهء 119
[ 1 ] گويا اين خطبه را هنگامى خوانده است ، كه مأموران معاويه بر ناحيتهاى عراق غارت مىبردند .
[ 2 ] چنان كه از ظاهر سخنان امام پيداست اين دو جمله « خبريّه » نيست ، بلكه « انشائيّه » و نفرين است . ولى بعض مترجمان فارسى آن را « خبريّه » گرفتهاند .
[ 3 ] رجوع شود به آغاز خطبهء شقشقيه .
خطبهء 120
[ 1 ] در بعض نسخهها به جاى علمت ، علَّمت ( مرا ياد دادند ) .
[ 2 ] شايد اشارت است بدين آيه * ( يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ الله وَيَخْشَوْنَه وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا الله ) * . ( احزاب : 39 ) .
[ 3 ] * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا الله عَلَيْه ) * . ( احزاب : 23 )
[ 4 ] تمام كلمات : تأويل قرآن و بيان داشتن احكام آن .
[ 5 ] خرد ديگران ، و گفتهاند خرد او به هنگام مرگ .
خطبهء 121
[ 1 ] لا تنقش الشّوكة بالشّوكة فانّ ضلعها معها : مثلى است براى كسى كه بخواهد عليه كسى ، از خويشاوند او يا هم مشرب او يارى خواهد .
[ 2 ] جهالت .
[ 3 ] آب معرفت .
[ 4 ] انتظار بريم .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 480
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٨٠