خطبهء 133
[ 1 ]
گو نظر باز كن و خلقت نارنج ببين
اى كه باور نكنى « فى الشّجر الأخضر نار »
[ 2 ] اكل : رزق .
[ 3 ] تنازع من الالسن ، آنكه در جاهليت گروهى « بت » و گروهى « آفتاب » و گروهى ديگر چيزها را مىپرستيدند ( ابن ابى الحديد ) .
[ 4 ] مصداق گفتار ، اهل دنيايند كه زندگانى اين جهان را غايت آرزو بينند ، و بر حيات دنيا چيزى نگزينند ، امّا صالحان نه چنينند ، كه فرمود : « آسايش را جز پس از مرگ نمىبينم » .
[ 5 ] چنان كه ابن ابى الحديد نوشته است ، اين فقره دنبال عبارت پيشين نيست ، ظاهرا گفتارى است در توصيف سخنى از رسول خدا ( ص ) ، و توان آن را با فقرهء پيشين مربوط كرد بدينسان : « و آنچه سيرى نيارد به منزلهء سخن حكمت است » .
[ 6 ] * ( يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ ) * . ( بقره : 269 ) .
خطبهء 134
[ 1 ] روميان .
خطبهء 135
[ 1 ] أخنس از منافقان بود . در فتح مكَّه مسلمان شد ، و در غزوهء حنين در شمار « مؤلَّفة قلوبهم » پيامبر از غنيمتها به او داد .
[ 2 ] به تعبير رايج : من از پس او بر مىآيم . من او را بسنده هستم .
[ 3 ] كسى كه فرزندى نرينه از او نماند ، و مغيره فرزندى بنام نبود ، و بود او چون نبود مىنمود .
[ 4 ] ابعد اللَّه نواك يا ابعد اللَّه نوءك ، نفرين است عرب را : روى خير نبينى ، خدا تو را خير ندهد .
[ 5 ] لا ابقى اللَّه عليك : لا رعاك و لا رحمك ( ابن ميثم ) .
خطبهء 137
[ 1 ] واگذاردن امام ( ع ) و سر پيچى از آنچه اجماع مسلمانان بر آن بود .
[ 2 ] خون عثمان .
[ 3 ] « حما » گل تيره و بد بو ، و « حمه » به معنى زهر عقرب است و اين تعبيرى است در