عرب كه خلاف و فساد را به عقرب همانند كنند ( ابن ابى الحديد ) ، و بعضى « حم » خواندهاند كه معنى خويشاوند زن است ، ولى جملههاى بعد با « حما » مناسبتر مىنمايد .
[ 4 ] رجوع كنيد به خطبهء دهم .
[ 5 ] عوذ ، جمع « عائذ » : نوزائيده ( از اسب و شتر . . . ) مطافيل ، جمع « مطفل » ماده شتر با بچّه .
خطبهء 138
[ 1 ] اشارت است به مهدى ( عج ) .
[ 2 ] نمودن : نشان دادن .
[ 3 ] مقصود امام مهدى ( عج ) است .
[ 4 ] أفاليذ جمع فلذ ، و أفاليذ كبد : پارههاى جگر است كه در اينجا استعاره از گنجينههاى زير زمين است .
[ 5 ] رجوع به خطبهء صد و يكم شود .
[ 6 ] گفتهاند اشارت به پايان دورهء امويان است و روى كار آمدن عباسيان ، ولى به نظر مىرسد اشارت به ظهور مهدى ( عج ) است .
خطبهء 139
[ 1 ] چنان كه ابن ابى الحديد گويد ، امام اين سخنان را به حاضران در « شورى » فرموده است .
خطبهء 140
[ 1 ] حقّ جلّ و علا مىبيند و مىپوشد ، و همسايه نمىبيند و مىخروشد ( سعدى ، گلستان ) .
خطبهء 141
[ 1 ] برداشتن : بالا بردن .
خطبهء 142
[ 1 ] فريب دشمن مخور ! و غرور مداح مخر ! كه اين دام زرق نهاده است و آن دامن طمع
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٨٤