تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
عرب كه خلاف و فساد را به عقرب همانند كنند ( ابن ابى الحديد ) ، و بعضى « حم » خوانده‌اند كه معنى خويشاوند زن است ، ولى جمله‌هاى بعد با « حما » مناسبتر مىنمايد . [ 4 ] رجوع كنيد به خطبهء دهم . [ 5 ] عوذ ، جمع « عائذ » : نوزائيده ( از اسب و شتر . . . ) مطافيل ، جمع « مطفل » ماده شتر با بچّه . خطبهء 138 [ 1 ] اشارت است به مهدى ( عج ) . [ 2 ] نمودن : نشان دادن . [ 3 ] مقصود امام مهدى ( عج ) است . [ 4 ] أفاليذ جمع فلذ ، و أفاليذ كبد : پاره‌هاى جگر است كه در اينجا استعاره از گنجينه‌هاى زير زمين است . [ 5 ] رجوع به خطبهء صد و يكم شود . [ 6 ] گفته‌اند اشارت به پايان دورهء امويان است و روى كار آمدن عباسيان ، ولى به نظر مىرسد اشارت به ظهور مهدى ( عج ) است . خطبهء 139 [ 1 ] چنان كه ابن ابى الحديد گويد ، امام اين سخنان را به حاضران در « شورى » فرموده است . خطبهء 140 [ 1 ] حقّ جلّ و علا مىبيند و مىپوشد ، و همسايه نمىبيند و مىخروشد ( سعدى ، گلستان ) . خطبهء 141 [ 1 ] برداشتن : بالا بردن . خطبهء 142 [ 1 ] فريب دشمن مخور ! و غرور مداح مخر ! كه اين دام زرق نهاده است و آن دامن طمع