خطبهء 122
[ 1 ] رجوع كنيد به خطبهء پنجاه و ششم : و لقد كنّا مع رسول اللَّه ( ص ) .
خطبهء 124
[ 1 ] هنگامى كه نيزهء دشمن فرود مىآيد . اين سو و آن سو برويد .
[ 2 ] ابن ميثم ، و به پيروى از او بعض مترجمان فارسى اين فقره را به خلاف معنى كردهاند و چنان پنداشتهاند كه دستور امام نيزه زدن است ، نه خود را از آسيب نيزه نگاهداشتن ، حالى كه ظاهر جملهها بر خلاف اين پندار است ، و حقّ چنان است كه ابن ابى الحديد معنى كرده . نيز در لسان العرب است : الطَّعنة تمور ، گاهى كه بن نيزه اين سو آن سو گردد .
[ 3 ] آهيختن : كشيدن .
[ 4 ] اشارت است به آيه 31 سورهء محمّد ، * ( وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ ) * .
[ 5 ] اين بيت از شاعرى اسدى مؤيّد گفتهء رضى است :
أبا حكم هل أنت عمّ مجالد
و سيّد أهل الأبطح المتناحر
( لسان العرب ، ذيل نحر )
خطبهء 125
[ 1 ] شايد اشارت بدين آيه است : * ( « وَإِذا دُعُوا إِلَى الله وَرَسُولِه لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ ) * . ( نور : 48 ) .
[ 2 ] نساء : 59 .
[ 3 ] اولى در عربى صفت تفضيلى است ولى در زبان فارسى ، صفت مطلق است .
« هلاك من اولىتر است ، از خون بيگناهى ريختن . » ( سعدى ، گلستان ) .
خطبهء 126
[ 1 ] ما سمر سمير : روز و شب .
خطبهء 127
[ 1 ] مرد زندار ، و زن شوهردار محصنه است .
[ 2 ] مرد بى زن ، و زن بى شوهر ، غير محصنه ، نامحصنه است .