تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
[ 2 ] حجب : محتمل است مقصود از آن ، آسمانها باشد ، و « ذات ارتاج » كنايت است از ناممكن بودن گشودن آن « ابن ميثم » . [ 3 ] « ذات مهاد » را بعض مترجمان به گسترده برگردانده‌اند . [ 4 ] « ذو اعتماد » را بعض شارحان ، صاحب نيرو و بطش معنى كرده‌اند و بعضى ، رونده كه به پا راه رود چون انسان ، يا پرنده كه به بال پرد . [ 5 ] ظاهرا ناظر است به آيهء * ( « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَه لَه . . . » ، ) * ( حديد : 11 ) ، و رك . بقره : 245 ، و تغابن : 17 . [ 6 ] عنف : مثلث الفاء ، درشتى ، خشونت . خطبهء 91 [ 1 ] جمع شبح : شخص ، آنچه از دور ديده شود و مشخص نباشد و چون در اين خطبه امام ( ع ) از آفرينش آسمان ، زمين ، فرشتگان و آدم ( ع ) تا آنجا كه در اندازهء دريافت شنونده بود ، سخن فرمود به « اشباح » معروف شده است . مسعدة بن صدقه از امام صادق ( ع ) اين خطبه را روايت كرده است . [ 2 ] ضامن . [ 3 ] آن مقدار از خورش كه آدمى بدان بر پا ماند . [ 4 ] صفت بخشندگى براى پروردگار ، همچون ديگر صفتهاى وى ذاتى است . پس بخشندگى براى او هميشگى است . نه چون آفريدگان كه اگر از آنان خواهند ، بخشند و اگر نبخشند ، آنان را بخشنده نگويند . [ 5 ] در بعض نسخه‌ها به جاى « وهب » ، « ذهب » ( از ميان برود و نابود شود ) و مناسبتر به نظر مىرسد . [ 6 ] بخل . [ 7 ] اقتحام : بىانديشه در كارى سخت داخل شدن و آن را آسان شمردن . [ 8 ] جبهه : زد بر پيشانى او و رد كرد . [ 9 ] الشعراء : 97 و 98 . [ 10 ] عدل فلان بربّه : شرك آورد ، و از اين معنى است : * ( ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ) * ( انعام : 1 ) . [ 11 ] يكى از معانى « حليه » پيكر است ، و مناسب با همين مقام ، چنان كه از جمله‌هاى بعد آشكار است . [ 12 ] قوتهاى طبيعى : حيوانى ، نباتى .