خطبهء 86
[ 1 ] عامل ، در چنين مورد تنها به معنى كارگر و كنندهء كار نيست ، بلكه تعهّد گونهاى نيز در آن نهفته است و اين معنى بر كسى كه با چنين عبارتها سرو كار دارد پوشيده نيست .
[ 2 ] تاسيدن : تا سه فشردن گلو « لغت نامهء دهخدا » . أخذه بكظمه : راه نفس او را گرفته .
[ 3 ] در ابن ابى الحديد « و علم » أعمالكم . و چنين است در بعضى نسخهها ، ليكن ضبط عبده مناسبتر مىنمايد .
[ 4 ] مأخوذ است از آيهء 89 سورهء نحل .
[ 5 ] اشارت است به آيهء 3 سورهء مائده .
[ 6 ] نيوشيدن : شنودن ، شنفتن .
خطبهء 87
[ 1 ] دين راست و رضاى حقّ .
[ 2 ] شريعت سهل و آسان ، اسلام .
[ 3 ] راه دين حق .
[ 4 ] انجام فرمان الهى .
[ 5 ] * ( فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِالله فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ) * ( بقره : 256 ) .
[ 6 ] انجام دادن .
[ 7 ] أخلص للَّه ، بى ريا و سمعه آورد ، طاعت خدا را . « منتهى الارب » .
[ 8 ] اوتاد الارض ، كوههاى زمين « منتهى الارب » ، و رجوع كنيد به خطبهء نخست « و وتّد بالصخور ميدان أرضه . العارف بحفظ نظام الارض و استقامة امور هذا العالم « ابن ميثم » .
[ 9 ] عطف ، سخن را به سخن بازگردانيدن ، و در اين جمله اشارتى است بدين آيه : * ( « وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ . . . » ) * ( مؤمنون : 71 ) .
[ 10 ] عظيمه : بلاى سخت و مقصود بلاهاى سخت آخرت و عذاب پروردگار است .
[ 11 ] « لسان صدق » را « ذكر جميل » ترجمه كردهام ، اين تركيب دو بار در « قرآن كريم » ( مريم : 50 و شعراء : 84 ، و دو بار در ( نهج البلاغه ) آمده يك بار در خطبهء بيست و سوّم است و آن را « نام نيك » ترجمه كردم . و با « ذكر جميل » يكى است و سعدى هر دو را به كار بره .
نام نيكو گر بماند ز آدمى
به كز او ماند سراى زرنگار
ذكر جميل سعدى كه در افواه عوام افتاده . . . و ( رك تفسير « التبيان » ج 7 ص 117 ) .
[ 12 ] ضمير « خذوها » در ظاهر عبارت مرجعى ندارد ، ابن ميثم گويد : در صدد بيان ذكر