« حسنان » چنين معنى ننوشته است ، ليكن همين كلمه را به معنى كنار استخوان بازو ضبط كردهاند ( « قانون الادب » ، « تاج العروس » ، « مهذب الاسماء » ، « فاكهة البستان » ) ، و اين معنى با كلمهء « عطفاى » كه آن را دو پهلو معنى كردهام مناسبتر است .
[ 13 ] شقّ عطفاى : عطفا الرّجل ، جانباه « منتهى الارب » ، و در خطبه دويست و بيست و نه و وطىء الضعيف .
[ 14 ] از ناكثين يا پيمان گسلان ، مقصود طلحه و زبير است و ياران آن دو تن ، كه عايشه را همراه خود برداشتند و از حجاز به عراق رفتند ، و جنگ جمل را سبب شدند .
[ 15 ] مارقين جمع مارق و نعت فاعلى از مروق است ، به معنى جستن تير از كمان ، خوارج را كه از جمع مسلمانان بيرون شدند ، مارقين گويند .
[ 16 ] قاسط ، نعت فاعلى از قسط ، جابر و ستمكار و عدول كننده از حق . مقصود معاويه و ياران او هستند .
[ 17 ] قصص : 83 .
[ 18 ] كفيدن : شكافتن .
[ 19 ] برتابيدن ، تحمل كردن و پذيرفتن .
[ 20 ] عفطه ، آب بينى و عنز به معنى ماده بز است ، و عفطه مخصوص ميش و بز باشد و « عفطة عنز » را استعاره از چيز اندك آرند .
خطبهء 4
[ 1 ] مىدانستم دل شما با زبانتان يكى نيست ليكن چون مسلمانى مىنموديد ، با شما در نمىافتادم .
[ 2 ] بيهوده به دنبال اين و آن مىافتاديد .
[ 3 ] مثلى است ، لفظ به لفظ آن : امروز براى شما گنگ را به سخن مىآورم . ( اين سخنان با كوتاهى عبارت معنى بسيار در بردارد و اين عبارت پوشيده ، پرده از بسيارى اسرار بردارد . )
[ 4 ] اشارت است به آيات شريفهء قرآن كه موسى چون سحر ساحران را ديد ، بترسيد كه مبادا مردم با ديدن افسون ساحران به آنان بگروند ، و از آنان پيروى كنند .
[ 5 ] آن كه حق را شناخته از باطل بيم ندارد .
خطبهء 5
[ 1 ] ابو سفيان خلافت ابو بكر را بر نمىتافت ، او مىكوشيد تا مدينه را دچار آشوب سازد و
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٥١