به آرزوى خود كه نابودى اسلام است برسد ، باشد كه چون گذشته رياست خويش را بر قريش نگاهدارد .
[ 2 ] اشارت است بدانچه كه رسول خدا ( ص ) فرمود : اهل بيت من چون كشتى نجاتند .
[ 3 ] مفاخره ، نازيدن بر يكديگر در حسب و نسب .
[ 4 ] انس به انسا : آرام يافت و بى پژمان شد . پژمان : اندوه و غم .
[ 5 ] به جاى آمدن : آرام گرفتن . امام ( ع ) لرزهء دراز مدّت آنان را ، از شنيدن خبر ، به لرزش طناب در چاه دورتك ( ژرف ) همانند كرده است . ارشيه جمع رشاء يعنى رسن :
أنّى اذا ما القوم كانوا أنجية
و اضطرب القوم اضطراب الارشية
( حماسه ، ج . 1 ، ص ، طبع دار القلم )
خطبهء 6
[ 1 ] معروف است كه چون خواهند كفتار را شكار كنند ، بر در لانهاش دف و چنگ مىنوازند تا به خواب رود ، سپس دست و پاى آن را مىبندند :
شد ناف معطَّر سبب كشتن آهو
شد طبع موافق سبب بستن كفتار
[ 2 ] در ابن ميثم و بعض نسخههاى ديگر بجاى يؤم ، يوم ضبط شده است .
خطبهء 8
[ 1 ] زبير پسر عوّام در جمع بيعت كنندگان با آن حضرت بود ، سپس از او جدا شد و به همراهى طلحه و گروهى به عراق رفت . گويند وى براى توجيه پيمان شكنى خود ، گفته است : من به دستم با على ( ع ) بيعت كردم ، نه به دل ( مجبور بودم ) . امام ( ع ) اين سخنان را پاسخ گفتهء او فرموده است .
[ 2 ] بيعت .
[ 3 ] راضى نبودن .
[ 4 ] جمع مسلمانان .
خطبهء 9
[ 2 ] تعبيرى است مجازى ، مرادف آن لاف بيهوده نمىزنيم .
خطبهء 10
[ 1 ] مضمون سوگند ، تعبيرى مجازى و مساوى با اين عبارت است : درسى بدانها بدهم كه