تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
417 [ و به كسى كه در محضر او أستغفر اللَّه گفت ، فرمود : ] مادر بر تو ببايد گريست مىدانى استغفار چيست ؟ استغفار درجت بلند رتبگان است و شش معنى براى آن است : نخست پشيمانى بر آنچه گذشت ، و دوم عزم بر ترك بازگشت ، و سوم آن كه حقوق مردم را به آنان بپردازى چنان كه خدا را پاك ديدار كنى و خود را از گناه تهى سازى ، و چهارم اين كه حقّ هر واجبى را كه ضايع ساخته‌اى ادا سازى و پنجم اين كه گوشتى را كه از حرام روييده است ، با اندوهها آب كنى چندان كه پوست به استخوان چسبد و ميان آن دو گوشتى تازه رويد ، و ششم آن كه درد طاعت را به تن بچشانى ، چنان كه شيرينى معصيت را بدان چشاندى آن گاه أستغفر اللَّه گفتن توانى . 418 [ و فرمود : ] بردبارى - همچون - قبيله است - و نزديكان كه فراهم كند مردم را براى يارى انسان - . 419 [ و فرمود : ] بينوا فرزند آدم ، مرگش پوشيده است ، و بيمارىاش پنهان ، كردارش نگاشته است و پشه‌اى او را آزار رساند جرعه‌اى گلوگير بكشدش و خوى وى را گنده گرداند . 420 [ و روايت شده است كه حضرتش روزى ميان ياران خود نشسته بود . زنى زيبا بر آنان بگذشت و حاضران ديده به دو دوختند . پس فرمود : ] همانا ديدگان اين نرينگان به شهوت نگران است و اين نگريستن موجب هيجان . پس هر يك از شما به زنى نگرد كه او را خوش آيد با زن خويشش نزديكى بايد ، كه او نيز زنى چون زن وى نمايد - .