399
[ و فرمود : ] فرزند را بر پدر حقى است و پدر را بر فرزند حقى . حق پدر بر فرزند آن بود كه فرزند در هر چيز ، جز نافرمانى خداى سبحان ، او را فرمان برد ، و حق فرزند بر پدر آن است كه او را نام نيكو نهد و نيكش ادب آموزد و قرآنش تعليم دهد .
400
[ و فرمود : ] چشم زخم راست است و افسون راست ، و جادوگرى حق است و فال نيك درست و فال بد - نه راست ، - و بيمارى از يكى به ديگرى نرسد و بوى خوش بيمارى را بهبود دهد ، و عسل درمان بود . و سوارى و نگريستن به سبزه درمان بيمارى .
401
[ و فرمود : ] آميزگارى با مردمان ايمنى است از گزند آنان .
402
[ و به يكى از كسانى كه به دو سخنى گفته بود و از مقدار وى بزرگتر مىنمود فرمود : ] پر نياورده پريدى و در خردسالى بانگ در كشيدى . [ و شكير ، نخست پرهاست كه بر پرنده رويد ، پيش از آنكه نيرومند و استوار شود ، و سقب شتر خردسال است و شتر بانگ بر نياورد مگر آن گاه كه فحل گردد . ]
403
[ و فرمود : ] آن كه پى چارههاى گونهگون تازد ، چارهجويى كار او را نسازد .
404
[ و از معنى لا حول و لا قوة إلَّا باللَّه از او پرسيدند ، فرمود : ] با وجود خدا ما را بر چيزى اختيار نماند و چيزى نداريم جز آنچه او ما را مالك آن گرداند . پس چون ما را مالك چيزى كرد كه خود بدان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٣٣