تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
سزاوارتر است تكليفى بر عهده‌مان گذاشته و چون آن را از ما گرفت تكليف خود را از ما برداشته . 405 [ و به عمار پسر ياسر فرمود ، چون گفتگوى او را با مغيره پسر شعبه شنود . ] عمار ! او را واگذار ، چه او چيزى از دين بر نگرفته جز آنچه آدمى را به دنيا نزديك كردن تواند ، و به عمد خود را به شبهه‌ها در افكنده تا آن را عذرخواه خطاهاى خود گرداند . 406 [ و فرمود : ] چه نيكوست فروتنى توانگران برابر مستمندان براى به دست آوردن آنچه نزد خداست ، و نيكوتر از آن بزرگمنشى مستمندان به اعتماد بر خدا برابر اغنياست . 407 [ و فرمود : ] خدا خرد را نزد كسى به وديعت ننهاد ، جز كه روزى او را بدان نجات داد . 408 [ و فرمود : ] آن كه با حق درآويخت ، خون خود بريخت . 409 [ و فرمود : ] آنچه ديده بيند در دل نشيند . 410 [ و فرمود : ] پرهيزگارى سر خلقهاست . 411 [ و فرمود : ] بدان كس كه تو را سخن آموخت به تندى سخن مگوى و با كسى كه گفتارت را نيكو گرداند راه بلاغتگويى مپوى . 412 [ و فرمود : ] در ادب نفست اين بس كه واگذارى ، آنچه را از جز خود ناپسند شمارى . 413 [ و فرمود : ] - در مصيبتها - چون آزادگان شكيبايى بايد و يا چون نادانان فراموش كردن شايد . 414 [ و در خبر ديگر است كه به اشعث پسر قيس در تعزيت وى فرمود : ]
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 434 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي