تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
432 [ و فرمود : ] دوستان خدا آنانند كه به درون دنيا نگريستند ، هنگامى كه مردم برون آن را ديدند ، و به فرداى آن پرداختند آن گاه كه مردم خود را سرگرم امروز آن ساختند ، پس آنچه را از دنيا ترسيدند آنان را بميراند 20 ، ميراندند ، و آن را كه دانستند به زودى رهاشان خواهد كرد 20 راندند و بهره‌گيرى فراوان ديگران را از جهان خوار شمردند ، و دست يافتنشان را بر نعمت دنيا ، از دست دادن آن خواندند . دشمن آنند كه مردم با آن آشتى كرده‌اند . 20 و با آنچه مردم با آن دشمنند در آشتى به سر برده‌اند 20 . كتاب - خدا - به آنان دانسته شد و آنان به كتاب خدا دانايند . كتاب به آنان برپاست و آنان به كتاب برپايند . بيش از آنچه بدان اميد بسته‌اند 20 ، در ديده نمىآرند . و جز از آنچه از آن مىترسند 20 از چيزى بيم ندارند . 433 [ و فرمود : ] به ياد داريد كه لذتها تمام شدنى است ، و پايان ناگوار آن برجاى ماندنى . 434 [ و فرمود : ] بيازماى تا دشمن آن گردى 20 ، [ و بعضى اين جمله را از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند : و آنچه تأييد مىكند از سخنان امير مؤمنان ( ع ) است روايت ثعلب 20 از ابن اعرابى 20 است كه مأمون گفت : اگر على ( ع ) نگفته بود « اخبر تقله » مىگفتم « أقله تخبر » . ] 435 [ و فرمود : ] خدا در سپاس گفتن را بر بنده‌اى نمىگشايد حالى كه در نعمت را به روى او ببندد ، و در دعا را بر روى او باز نمىكند و در پذيرفتن را بر وى فراز . و در توبه را به روى بنده نمىگشايد و در آمرزش را بر وى ببندد - و استوار نمايد . 436 [ و فرمود : ] سزاوارترين مردم به كرم كسى است كه كريمان به دو شناخته شوند 2 .