تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
390 [ و فرمود : ] مؤمن را سه ساعت است : ساعتى كه در آن با پروردگارش به راز و نياز است ، و ساعتى كه در آن زندگانى خود را كارساز است ، و ساعتى كه در حلال و نيكو با لذّت نفس دمساز است ، و خردمند را نسزد كه جز پى سه چيز رود : زندگى را سر و سامان دادن ، يا در كار معاد گام نهادن ، يا گرفتن كام از چيزهايى غير حرام . 391 [ و فرمود : ] خواهان دنيا مباش ، خدا زشتيهاى آن را به تو خواهد نمود و بى خبر ممان كه از تو بى خبر نخواهند بود . 392 [ و فرمود : ] سخن گوييد تا شناخته شويد كه آدمى زير زبانش نهان است . 393 [ و فرمود : ] آنچه از دنيا نزد تو آيد بستان و از آنچه به تو پشت كند روى بگردان ، و اگر چنين نتوانى بارى جستن را از حد در نگذرانى . 394 [ و فرمود : ] بسا سخن كه از حمله كارگرتر بود . 395 [ و فرمود : ] هر چه بدان بسنده كردن توان ، بس بود همان . 396 [ و فرمود : ] مردن و خوارى نبردن ، و به اندك ساختن و به اين و آن نپرداختن ، و آن را كه نصيب به آسانى به دست نيايد با كوشش با آن برنيايد و روزگار دو روز است روزى از تو و روزى به زيان تو ، در روزى كه از توست سركشى بنه و در روزى كه به زيان توست تن به شكيبايى ده . 397 [ و فرمود : ] مشك عطرى است نيكو . بردن آن آسان و بوى خوش آن پرورنده دماغ - انسان . 398 [ و فرمود : ] ناز خود بگذار و كبر از سر به در آر و گور خود را به ياد آر . !