تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
آن روز بدى را ذخيرت نهاد . 287 [ و او را از قدر پرسيدند ، فرمود : ] راهى است تيره آن را مپيماييد و دريايى است ژرف بدان در ميائيد ، و راز خداست براى گشودنش خود را مفرساييد . 288 [ و فرمود : ] هرگاه خدا بنده‌اى را خوار دارد ، او را از - آموختن - علم بر كنار دارد . 289 [ و فرمود : ] در گذشته مرا برادرى بود كه در راه خدا برادريم مىنمود . خردى دنيا در ديده‌اش وى را در چشم من بزرگ مىداشت ، و شكم بر او سلطه‌اى نداشت ، پس آنچه نمىيافت آرزو نمىكرد و آنچه را مىيافت فراوان به كار نمىبرد . بيشتر روزهايش را خاموش مىماند ، و اگر سخن مىگفت گويندگان را از سخن مىماند و تشنگى پرسندگان را فرو مىنشاند . افتاده بود و در ديده‌ها ناتوان ، و به هنگام كار چون شير بيشه و مار بيابان . تا نزد قاضى نمىرفت حجّت نمىآورد و كسى را كه عذرى داشت . سرزنش - نمىنمود ، تا عذرش را مىشنود . از درد شكوه نمىنمود - مگر آن گاه كه بهبود يافته بود . آنچه را مىكرد مىگفت و بدانچه نمىكرد دهان نمىگشود . اگر با او جدال مىكردند خاموشى مىگزيد - و اگر در گفتار بر او پيروز مىشدند ، در خاموشى مغلوب نمىگرديد . بر آنچه مىشنود حريصتر بود تا آنچه گويد ، و گاهى كه او را دو كار پيش مىآمد مىنگريست كه كدام به خواهش نفس نزديكتر است تا راه مخالف آن را پويد بر شما باد چنين خصلتها را يافتن و در به دست آوردنش بر يكديگر پيشى گرفتن . و اگر نتوانستيد ، بدانيد كه اندك را - به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن . !