درونم در آنچه از تو نهان مىدارم به زشتى گرايد ، پس خود را نزد مردم بيارايم به ريا و خودنمايى كه تو بهتر از من بدان دانايى ، پس ظاهر نكويم را براى مردمان آشكار دارم و بدى كردارم را نزد تو آرم تا خود را به بندگان تو نزديك گردانم ، و از خوشنودى تو به كنار مانم .
277
[ و فرمود : ] نه ! بخدايى كه از - قدرت - او درماندهء شبى سياه به سر برديم كه روزى سپيدى را در پى خواهد داشت ، چنين و چنان نبوده است .
278
[ و فرمود : ] اندكى كه با آن بپايى به از بسيارى كه از آن دلگير آيى .
279
[ و فرمود : ] اگر مستحبها به واجبها زيان رساند ، مستحبها را واگذاريد .
280
[ و فرمود : ] آن كه دورى سفر را ياد آرد ، خود را براى آن آماده دارد .
281
[ و فرمود : ] انديشيدن همانند ديدن نيست ، چه بود كه ديدهها چيزى را چنان كه نيست نشان دهد ، ليكن خرد با كسى كه از آن نصيحت خواهد خيانت نكند .
282
[ و فرمود : ] ميان شما و موعظت پردهاى است از غفلت .
283
[ و فرمود : ] نادان شما در كار فزايد آنچه نشايد ، و داناتان واپس افكند آن را كه كنون بايد .
284
[ و فرمود : ] علم راه عذر بر بهانه جويان بسته است .
285
[ و فرمود : ] همگان را به شتاب خواهانند و همگان مهلت جويانند ، و همه را وقتى معين نهادهاند و آنان درنگ مىكنند و از كار باز ايستادهاند .
286
[ و فرمود : ] مردم چيزى را نگفتند : خوش باد ، جز آنكه روزگار براى
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤١٣