233
[ و به فرزند خود حسن فرمود : ] كسى را به رزم خود مخواه و اگر تو را به رزم خواندند بپذير ، چه آن كه ديگرى را به رزم خواند ستمكار است ، و ستمكار شكست خورده و خوار .
234
[ و فرمود : ] نيكوترين خوى زنان زشتترين خوى مردان است : به خود نازيدن و ترس ، و بخل ورزيدن . پس چون زن به خويش نازد ، رخصت ندهد كه كسى به دو دست يازد ، و چون بخل آرد ، مال خود و مال شويش را نگاه دارد ، و چون ترسان بود ، از هر چه به دو روى آرد هراسان بود .
235
[ و او را گفتند خردمند را براى ما بستاى فرمود : ] خردمند آن بود كه هر چيزى را به جاى خود نهد . [ پس او را گفتند نادان را براى ما وصف كن ، گفت : ] وصف كردم . معنى آن اين است كه نادان آن بود كه هر چيز را بدانجا كه بايد ننهد ، پس گويى ترك وصف ، او را وصف كردن است چه رفتارش مخالف خردمند بودن است . ]
236
[ و فرمود : ] به خدا كه اين دنياى شما در ديدهء من خوارتر از استخوان خوكى است كه در دست گرى باشد .
237
[ و فرمود : ] مردمى خدا را به اميد بخشش پرستيدند ، اين پرستش بازرگانان است ، و گروهى او را از روى ترس عبادت كردند و اين عبادت بردگان است ، و گروهى وى را براى سپاس پرستيدند و اين پرستش آزادگان است .
238
[ و فرمود : ] زن همهاش بدى است و بدتر چيز او اين كه از او چاره نيست .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٠٠