شكوه دارد و آن كه نزد توانگر رفت و به خاطر مالدارى وى از خود خوارى نشان داد دو ثلث دينش را به باد داد ، و آن كه قرآن خواند و مرد و راه به دوزخ برد از كسانى بود كه آيات خدا را به فسوس گرفت و افسانه شمرد ، و آن كه دلش به دوستى دنيا شيفته است دل وى به سه چيز آن چسبيده است : اندوهى كه از او دست بر ندارد ، و حرصى كه او را وانگذارد ، و آرزويى كه آن را به چنگ نيارد .
229
[ و فرمود : ] قناعت دولتمندى را بس و خوى نيك نعمتى بود در دسترس . [ و حضرتش را از - معنى - * ( « فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً » ) * پرسيدند ، فرمود : ] آن قناعت است .
230
[ و فرمود : ] با كسى كه روزى روى به دو آورده شريك شويد كه او توانگرى را سزاوارتر است و روى آوردن بخت بر وى شايستهتر .
231
[ و در بارهء فرموده خدا * ( « إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ » ) * گفت : ] عدل انصاف است و احسان نيكويى كردن .
232
[ و فرمود : ] آن كه با دست كوتاه ببخشد او را با دست دراز ببخشند [ مىگويم : معنى آن اين است كه آنچه آدمى از مال خود در راه نيكى و نيكوكارى بخشد ، هرچند اندك بود خدا پاداش آن را بزرگ و بسيار دهد ، و دو دست در اينجا دو نعمت است و امام ميان نعمت بنده و نعمت پروردگار فرق گذارد ، نعمت بنده را دست كوتاه و نعمت خدا را دست دراز نام نهاد ، چه نعمتهايى خدا همواره از نعمتهاى آفريدگان فراوانتر است و افزون چرا كه نعمتهاى خدا اصل نعمتهاست و هر نعمتى را بازگشت به نعمت خداست و برون آمدن آن از آن جاست . ]
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٩٩