پس دهد ، و از متكبّرى در شگفتم كه ديروز نطفه بود و فردا مردار است ، و از كسى در شگفتم كه در خدا شك مىكند و آفريدههاى خدا پيش چشمش آشكار است ، و از كسى در شگفتم كه مردن را از ياد برده و مردگان در ديدهاش پديدار ، و از كسى در شگفتم كه زنده شدن آن جهان را نمىپذيرد ، و زنده شدن بار نخستين را مىبيند ، و در شگفتم از آن كه به آبادانى ناپايدار مىپردازد و خانهء جاودانه را رها مىسازد .
127
[ و فرمود : ] آن كه در كار كوتاهى ورزيد دچار اندوه گرديد ، آن را كه از مال و جانش نصيبى از آن خدا نيست خدا را به دو نيازى نيست .
128
[ و فرمود : ] در آغاز سرما خود را از آن بپاييد و در پايانش بدان روى نماييد كه سرما با تنها آن مىكند كه با درختان . آغازش مىسوزاند و پايانش برگ مىروياند .
129
[ و فرمود : ] بزرگى آفريننده در انديشهات ، آفريده را خرد مىنماياند در ديدهات .
130
[ و چون از صفين باز مىگشت ، به گورستان برون كوفه نگريست و فرمود : ] اى آرميدگان خانههاى هراسناك ، و محلتهاى تهى و گورهاى تاريك ، و اى غنودگان در خاك ! اى بى كسان ، اى تنها خفتگان ! اى وحشت زدگان ! شما پيش از ما رفتيد و ما بى شماييم و به شما رسندگان . امّا خانهها ، در آنها آرميدند ، امّا زنان ، به زنىشان گزيدند . امّا مالها ، بخش گرديدند . خبر ما جز اين نيست ، خبرى كه
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨٣