گويا مرگ را در دنيا بر جز ما نوشتهاند ، و گويا حق را در آن بر عهدهء جز ما هشتهاند ، و گويى آنچه از مردگان مىبينيم مسافرانند كه به زودى نزد ما باز مىآيند ، و آنان را در گورهاشان جاى مىدهيم و ميراثشان را مىخوريم ، پندارى ما از پس آنان جاودان به سر مىبريم .
سپس پند هر پند و پند دهنده را فراموش مىكنيم و نشانهء قهر بلا و آفت مىشويم .
123
[ و فرمود : ] خوشا آن كه خود را خوار انگاشت ، و كسبى پاكيزه داشت ، و نهادش را از بدى بپرداخت ، و خوى خود را نيكو ساخت و زيادت مالش را بخشيد و زبان را از فزون گويى دركشيد ، و شرّ خود را به مردم نرساند و سنّت او را كافى بود ، و خود را به بدعت منسوب نگرداند . [ مىگويم بعضى اين فقره و آن را كه پيش از آن است به رسول خدا ( ص ) نسبت دادهاند . ]
124
[ و فرمود : ] رشك بردن زن كفران است و رشك بردن مرد ايمان .
125
[ و فرمود : ] اسلام را چنان وصف كنم كه كس پيش از من نكرده است . اسلام گردن نهادن است و گردن نهادن يقين داشتن ، و يقين داشتن راست انگاشتن ، و راست انگاشتن بر خود لازم ساختن ، و بر خود لازم ساختن انجام دادن ، و انجام دادن به كار نيك پرداختن .
126
[ و فرمود : ] از بخيل در شگفتم ، به فقرى مىشتابد كه از آن گريزان است و توانگريى از دستش مىرود كه آن را خواهان است ، پس در اين جهان چون درويشان زيد ، و در آن جهان چون توانگران حساب
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨٢