پديد آيد ، طمع آن را خوار گرداند و اگر طمع بر آن هجوم آرد ، حرص آن را تباه سازد ، و اگر نوميدى بر آن دست يابد ، دريغ آن را بكشد ، و اگر خشمش بگيرد بر آشوبد و آرام نپذيرد ، اگر سعادت خرسندىاش نصيب شود ، عنان خويشتندارى از دست بدهد ، و اگر ترس به ناگاه او را فرا گيرد ، پرهيزيدن او را مشغول گرداند ، و اگر گشايشى در كارش پديد آيد ، غفلت او را بربايد ، و اگر مالى به دست آرد ، توانگرى وى را به سركشى وادارد ، و اگر مصيبتى به دو رسد ناشكيبايى رسوايش كند ، و اگر به درويشى گرفتار شود ، به بلا دچار شود ، و اگر گرسنگى بى طاقتش گرداند ، ناتوانى وى را از پاى بنشاند ، و اگر پر سير گردد ، پرى شكم زيانش رساند . پس هر تقصير ، آن را زيان است ، و گذراندن از هر حد موجب تباهى و تاوان .
109
[ و فرمود : ] ما تكيه گاه ميان راهيم . آن كه از پس آمد به ما رسد ، و آن كه پيش تاخته به ما بازگردد .
110
[ و فرمود : ] فرمان خدا را بر پا ندارد جز كسى كه - در حق - مدارا نكند و خود را خوار نسازد و پى طمعها نتازد .
111
[ سهل پسر حنيف أنصارى پس از بازگشت از صفّين در كوفه مرد ، و امام او را از هركس بيشتر دوست مىداشت فرمود : ] اگر كوهى مرا دوست بدارد در هم فرو ريزد [ و معنى آن اين است كه رنج بر او سخت شود و مصيبتها به سوى او شتاب گيرد . و چنين كار نكنند جز با پاكيزگان نيكوكار و گزيدگان اخيار . و اين مانند فرمودهء اوست كه : ] !
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٧٩