و آب آن را طيب . قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان . چون مسيح دنيا را از خود دور ساختهاند - و نگاهى بدان نينداخته - . نوف ! داود ( ع ) در چنين ساعت از شب برون شد و گفت اين ساعتى است كه بندهاى در آن دعا نكند جز كه از او پذيرفته شود ، مگر آن كه باج ستاند ، يا گزارش كار مردمان را به حاكم رساند ، يا خدمتگزار داروغه باشد ، يا عرطبه - طنبور - نوازد ، يا دارندهء كوبه باشد و آن طبل است . [ و گفتهاند عرطبه ، طبل است و كوبه ، طنبور . ]
105
[ و فرمود : ] همانا خدا بر عهدهء شما واجبهايى نهاده ، آن را ضايع مكنيد ! و حدودى برايتان نهاده از آن مگذريد ! و از چيزهايى تان بازداشته حرمت آن را مشكنيد و چيزهايى را براى شما نگفته و آن را از روى فراموشى وانگذارده ، پس خود را در بارهء آن به رنج ميفكنيد .
106
[ و فرمود : ] مردم چيزى از كار دين را براى بهبود دنياى خود وانگذارد جز آنكه خدا چيزى را كه زيانش از آن بيشتر است پيشاپيش آنان آرد .
107
[ و فرمود : ] بسا دانشمند كه نادانى وى او را از پاى در آورد و دانش او با او بود او را سودى نكرد .
108
[ و فرمود : ] به رگهاى دل اين آدمى گوشتپارهاى آويزان است كه شگفتتر چيز كه در اوست آن است ، و آن دل است زيرا كه دل را مادهها بود از حكمت و ضدهايى مخالف آن پس اگر در دل اميدى
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٧٨