تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
زيركانه ديد حكمت بر وى آشكار گرديد ، و آن را كه حكمت آشكار گرديد عبرت آموخت ، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه با پيشينيان زندگى را در نورديد . و عدل بر چهار شعبه است : بر فهمى ژرف نگرنده ، و دانشى پى به حقيقت برنده ، و نيكو داورى فرمودن ، و در بردبارى استوار بودن . پس آن كه فهميد به ژرفاى دانش رسيد و آنكه به ژرفاى دانش رسيد از آبشخور شريعت سيراب گرديد ، و آن كه بردبار بود ، تقصير نكرد و ميان مردم با نيكنامى زندگى نمود . و جهاد بر چهار شعبه است : به كار نيك وادار نمودن ، و از كار زشت منع فرمودن . و پايدارى در پيكار با دشمنان ، و دشمنى با فاسقان . پس آن كه به كار نيك واداشت ، پشت مؤمنان را استوار داشت ، و آن كه از كار زشت منع فرمود بينى منافقان را به خاك سود ، و آن كه در پيكار با دشمنان پايدار بود ، حقى را كه بر گردن دارد ادا نمود ، و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آيد ، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخيز وى را خشنود نمايد . و كفر بر چهار ستون پايدار است : پى وهم رفتن و خصومت كردن و از راه حق به ديگر سو گرديدن و دشمنى ورزيدن . پس آن كه پى وهم گرفت به حق بازنگشت ، و آن كه از نادانى فراوان ، خصومت ورزيد ، از ديدن حق كور گشت ، و آن كه از راه حق به ديگر سو شد ، نيكويى را زشت و زشتى را نيكويى ديد و مست گمراهى گرديد ، و آن كه دشمنى ورزيد راهها برايش دشوار شد و كارش سخت و برون شو كار ناپايدار .