تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
برايشان اندوخته‌اى و اطمينانشان كه با عدالت خود بدست آورده و مدارايى كه كرده‌اى و بسا كه در آينده كارى پديد آيد كه چون آن را به عهده آنان گذارى با خاطر خوش بپذيرند - و خرده نگيرند - ، كه چون - شهرها - آبادان بود ، هرچه بر عهدهء - مردم - آن - نهى برد ، و زمين جز با تنگدستى ساكنان آن ويران نشود . مردم شهرها هنگامى تنگدست گردند كه واليان روى به گرد آوردن مال آرند و از ماندن خود بر سر كار اطمينان ندارند ، و از آنچه مايهء عبرت است كمتر سود بردارند . پس در بارهء كاتبان خود بنگر ، و بهترينشان را بر سر كار بياور ، و نامه‌هايى را كه در آن تدبيرها و رازهايت نهان است ، از ميان جمع كاتبان به كسى مخصوص دار كه صالحتر از ديگران است . كسى كه مكرمت - در حق وى - او را به طغيان نكشاند و بر تو دلير نگرداند آن سانكه در جمع حاضران مخالفتت تواند ، و غفلتش سبب نشود كه در رساندن نامه‌هاى عاملانت به تو و نوشتن پاسخ درست آنها از تو به آنان سهل انگارى كند ، و در آنچه براى تو مىگيرد و آنچه از جانب تو مىدهد فروگذارى . و پيمانى را كه به - سود - تو بسته سست نگرداند ، و در به هم زدن پيمانى كه به زيان توست در نماند و قدر خود را در كارها بداند ، چه آن كه قدر خود را نداند در شناختن قدر جز خود نادانتر بود و درماند . و در گزيدن اين كاتبان تنها به فراست و اطمينان ، و خوش گمانى خود اعتماد مكن كه مردم براى جلب نظر واليان به آراستن ظاهر مىپردازند ، و خوش خدمتى را پيشه مىسازند . اما در پس آن ، نه خيرخواهى است و نه از امانت نشان . ليكن آنان را بيازماى به خدمتى كه براى واليان نيكوكار پيش از تو عهده‌دار بوده‌اند ، و بر آن كس اعتماد كن كه ميان همگان اثرى نيكو نهاده ، و به امانت از همه شناخته‌تر است - و امتحان خود را داده - كه اين نشانهء خيرخواهى تو براى - دين - خداست و براى كسى كه كار او بر عهدهء شماست . و بر سر هر يك از كارهايت مهترى از آنان بگمار كه نه بزرگى كار او را ناتوان سازد ، و نه بسيارى آن وى را پريشان ، و هر عيب كه در كاتبان توست و تو از آن غافل شوى به عهدهء تو ماند .